اسم:ادوارد

فامیلی:دی.هوچ

القاب:کرم کتاب،چهارچشم،جناب نویسنده ی بزرگ،بز پیر(توسط جاستین)

سن:22

گونه:انسان

قد:183CM

گروه خونی:O-

تاریخ تولد:۲۲ فوریه

ملیت:آمریکایی

موهبت/توانایی:Overhaul(بازیابی):

این توانایی بهش اجازه میده تا با لمس کردن هر چیزی اون رو جدا و به خواست خودش بارگذاری و بازیابی بکنه. از این رو اون کنترل کاملی بر ماده داره.

اون قادره که با جداسازی افراد اون ها رو بکشه یا با بازگذاری و بازیابی جراحات اون ها رو درمان کنه.

*•*•*•*•*

وابستگی رسمی به:سازمان نیش های قرمز

شغل:منشی،گزارش نویس،نویسنده

تایپ شخصیتی:ESTJ-A

علایق:خطاطی،سگ ها،کتاب های تاریخی،طلسم و ساخت معجون و چیز های شیمیایی

تنفرات:طبق برنامه پیش نرفتن،تنبلی

اخلاق:جدی،سرد،خرخون به تمام معنا،مهربون ولی زیاد معلوم نیست از اون جایی که همیشه خشک حرف میزنه

کراش:نداره

*•*•*•*•*

اطلاعاتی در مورد گذشته اش:

خانواده اش رو در سن کم از دست میده و با خواهر بزرگ ترش زندگی می‌کرده.برای ادامه تحصیلش به لندن میاد و در همون زمان هم خواهرش به یه بیماری مبتلا میشه که برای درمانش پول زیادی لازم بوده و چون خواهرش وقت زیادی نداشته ادوارد از خزانه ی یه شرکت دزدی میکنه و با پولش خواهرش رو درمان میکنه.بعد از چند ماه طی تلاش هاش برای پیدا کردن شغل مدیریتی منشی یکی از شرکت های تجارتی خانواده ی د مارتِل میشه و اینجوری با نیک آشنا میشه ولی سعی می کرده هویتش رو مخفی کنه که معلوم نشه قبلا دزدی کرده،اما از اونجایی که از شانسش شرکتی که ازش دزدی کرده بود همون شرکت تجاری ای که توش به عنوان‌ منشی مشغول به کار شده بود معلوم میشه که دزد اونه و به پلیس تحویلش میدن،وقتی نیک میفهمه از مسئولای شرکت عصبانی میشه که چرا اول بهش خبر ندادن،بعد نیک با پول ادوارد رو میاره بیرون ولی چون ادوارد گفت میخواد مجازاتش رو بکشه نیک گفت اگه میخواد میتونه بدهیش رو با کار کردن در سازمان خود نیک یعنی نیش های قرمز صاف کنه و ادوارد هم قبول میکنه پس از مدت کوتاهی همراه با نیک و بقیه ی افراد سازمان مخفی زیرزمینی نیش های قرمز به ژاپن/یوکوهاما میاد.

*•*•*•*•*

یه چند تا فکت ازش:

_اون ترجیح میده برای نوشتن نامه و... به جای نوشتن با خودکار یا مداد با مرکب بنویسه

_اون زیاد نمیتونه خوب احساساتش رو نشون بده و یه جورایی اختلال برقراری ارتباط داره

_به پرنده ها آلرژی داره

_الگوش نیکه و دوست داره مثل اون باشه.

_خواهرش براش خیلی مهمه و براش هرکاری میکنه

_از جکسون یکم می‌ترسه.

یه ادیت دیگه ازش:

نظر یادتون نره ^^