
اسم:نوریکو
فامیلی:آکوتاگاوا
تولد:21 نوامبر
قد:170Cm
تایپ:infj-t
عضویت:مافیای بندر(قبلا)،نیش های قرمز(قبلا)،آژانس کارآگاهان مسلح(الان)
القاب:خرگوش کوچولو،شکلات تلخ/شیرین،پرنسس،رز سیاه،اترنال دارکنس
ملیت:ژاپنی
سن:21
موهبت:
•~سیاه چاله(black hole)
ブラックホール
Burakkuhōru
اگه نوریکو به یکی حمله کنه میتونه روحش رو تو یه فضای زمان مکان به اسم سیاهچاله حبس کنه که خودش بهش دسترسی داره فقط(مثل لوسی)و میتونه بدن طرفی که روحش رو تو سیاهچاله گیر انداخته رو کنترل کنه و اگه خواست میتونه وقتی کارش با طرف تموم شد زیر پای اون شخص یه فضای بلعنده مثل سیاهچاله که همه چیز رو میبلعه ایجاد کنه که بعد جسم و روح اون فرد رو همزمان نابود کنه.میتونه در ذهن بقیه سیاهچاله رو ایجاد کنه و یه جورایی خاطرات افکارشون رو ببلعد به عبارتی ذهنشون رو بخونه ولی زیاد اینکارو نمیکنه چون خطرناکه از اونجایی که ممکنه اشتباهی روحشون رو ببلعه.همچنین میتونه که آینده رو هم ببینه و سیاهچاله بهش امکان سفر در زمان هم میده چون سیاهچاله در اصل چیزی برای تلپورت در زمان و مکانه.نوریکو فقط میتونه به جاهایی تلپورت کنه که قبلا یه بار دیده باشدش حتی اگه از روی عکس بوده باشه.اگه جون کسایی که براش مهمن در خطر باشه یه الهام از آینده میبینه که بهش هشدار میده.میتونه سیاهچاله رو به صورت یه فضای بلعنده که ازش محافظت کنه هم در بیاره.اگه خیلی تمرکز کنه میتونه از طریق چشم دیگران هم مکان ها رو ببینه.از اونجایی که موهبتش فقط بخاطر یه ماده ی شیمیایی به وجود اومده و واقعی نیست دازای نمیتونه خنثاش کنه.
•~شلاق سیاه(Black whip)
黒い鞭
Kuroi muchi
موهبت اصلی و واقعی نوریکو شلاق سیاهه که جدیدا کشفش کرده 🤣و از اونجایی که این موهبتش واقعیه دازای میتونه خنثاش کنه.و اینجوریه که اگه باهاش به شخص مقابل حمله کنه به راحتی بتونه از وسط نصفش کنه و یا با یه ضربه ی کوچیک به شخص باعث فلجی موقتش بشه.البته میتونه بدون آسیب رسوندن با کسی به عنوان یه شلاق معمولی هم ازش استفاده کنه
خانواده:
مادر:آکوتاگاوا فوکو
پدر واقعی/پدرخوانده:موری اوگای
ناپدری:آکوتاگاوا توشیزو
برادر:آکوتاگاوا ریونوسکه
خواهر:آکوتاگاوا گین
کراشش:دازای اوسامو
علایق:نودل،شکلات،کیک،قهوه،کارش تو کافه،کرم ریختن رو نیک،قدم زدن زیر بارون،شکنجه کردن با چاقوی جراحیش،نقش بازی کردن،هرچی که مربوط به دازای باشهXD
تنفرات:تنهایی،عشق،آسیب رسوندن به کسایی که براش مهمن،چویاXD،اینکه عاشق دازایه(دلیل داره،اگه داستانو خونده باشین میفهمین چراXd)
اخلاق:کلا این بشر سه تا حالت داشته در طول زندگیشXD
•تا قبل از ۸ سالگیش:شاد،مهربون،کرم ریز،شیطون،بازیگوش،خرابکار،مشاور عالیXD
•از ۸ سالگی تا اواخر ده سالگی:به شدت افسرده،بی اهمیت به اطرافش،دنبال سر به نیست کردن خودش،بی فایده دیدن زندگی
•از ۱۱ سالگی تا ۱۷ سالگی:مهربون،آروم،مقداری کرم ریز،شجاع،از اینکه دست کمش بگیرن متنفر،کمی مغرور
•از ۱۷ سالگی تا ۲۱ سالگی:آروم،سرد و نسبتا خشک،بی اعتماد به همه،از عشق متنفر،قوی،در مواقعی مثل ۱۱ سالگی تا ۱۷ سالگیش رفتار میکنه.
چند تا از القابی که به دازای داده:
~نردبون بانداژی
~کیوت ترین مافیا/آژانس
~قهوه
~پتو شکلاتیXD
~کونیکیدا آزار
~دشمن درجه یک آنشرلی
~عشق خودکشی
~علاقه مند به خودکشی دونفره
~مومیایی دو متریXD
~گوربه ی لوس
~کرم دارای بانداژ
~کرم منحرف
القابی که به بقیه داده:
~نیکلاوس⬅️نورافکنXD
~چویا⬅️آنشرلی،هویج شماره یک
~هوشیکو⬅️جینجر،هویج شماره دو،مغزهویجی 🤣
~جکسون⬅️بیخیال اعظم،هکر بزرگوار،سگ هاسکی
~ریونوسکه⬅️زودباور،خفاش خون خوار😂😐
~موری⬅️پدوفیل 😂😐🗿
~کونیکیدا⬅️جناب بی اعصاب
~آتسوشی⬅️جینکو(بله بله همانند آکو صداش میکنه😂)
چند تا فکت ازش:
_اصلا با چویا نمیسازه و دم به دقیقه باهاش دعوا میکنهxd
_از سگ ها خوشش نمیاد
_مشکل اعتماد به بقیه داره
_میشه گفت تا حدودی مازوخیسم داره،اگه هیلی عصبی بشه یا خاطراتش و اتفاقات تلخ گذشته اش یادش بیاد قاطی میکنه و با چاقو دستاشو زخم میکنه،دلیل اینکه دستکش میپوشه هم برای قایم کردن زخماشه.
_وقتی عصبیه کیک میخورهXD
_وقتی بچه بوده عادت داشته هروقت ناراحته سرش رو رو سینه ی دازای بزاره و الانم ناخودآگاه همین کارو میکنهXd
_نیک تنها کسیه که تمام راز های نوریکو رو میدونه.
_وقتی کارش تو کافه رو شروع کرد خودش رو به اسم اوگاوا یوکو معرفی کرد چون به عنوان یکی از خطرناکترین عضوهای مافیا بندر تحت تعقیب بود
_جوری رفتار میکنه که انگار از دازای متنفره و از عمد با اسم کوچیکش(اوسامو)صداش نمی کنه xd
_موهبت سیاهچاله اش به دلیل یکی از تلاش های ناموفقش برای خودکشی حین خوردن یه ماده ی شیمیایی به وجود اومده.
_چشم راستش با چاقو بریده شده بوده و کلا آسیب جدی دیده بود و بعد از اینکه سیاهچاله رو میگیره چشمش ترمیم میشه ولی به رنگ بنفش درمیاد و با همون چشمش میتونه مکان های مناسب برای تلپورت رو ببینه.
_پدر واقعیش موریه ولی خودش نمیدونه و به عنوان پدرخونده اش قبولش داره
_چاقوی جراحی موری رو کش رفته و با اون بقیه رو زخمی میکنهXD
_موهبت سیاهچاله خیلی قویه و داره از درون بهش آسیب میرسونه و روحش رو میبلعه و ممکنه در آینده باعث مرگش بشه:>>>>
_اگه پسر بود خیلی شبیه موری میشدXDDD
_از چیز های مثبت ۱۸ به دلایلی میترسه.
_همکار سابق دازای و چویا و کیگو بودهxd
_گروه خونیش O+ هست.
_مقداری از مهارت های رزمیش رو کازوما بهش یاد داده.
_شعار شخصیش: درد آدمارو عوض میکنه باعث میشه کمتراعتماد کنی بیشتر فکر کنی وآدمای بیشتری رو از زندگیت حذف کنی. ️
_وقتی ۱۰ سالش بود حین تلاشش برای خودکشی و بریدن رگش دازای نجاتش داد و از اونجا باهاش آشنا شد.
_خودش رو بابت اینکه ریو و گین سر از زاغه ها در آوردن مقصر میدونه.
_حاضره هر کاری بهش بگن بکنه ولی مجبور نباشه با هوشیکو کار کنهXDD
_تا ۱۷ سالگیش روی چشم راستش بانداژ میبست چون موهبتش رو هنوز نمیتونست خیلی خوب کنترل کنه و چشمش حالت عادی نداشت:>
_جواهری که دور گردنش میبنده و رو لباسشه از یه سنگ خاص به اسم سنگ تاریک/سیاه هست که تا حدودی سیاهچاله رو مهار میکنه تا روحش رو نبلعه(تو داستان بیشتر باهاش آشنا میشینxd)
_وقتی تو مافیا بود بخاطر شباهت ظاهری زیادی که به موری داشت افراد مافیا فکر میکردن بچه ی موریه(که البته واقعا هم هستXD)برای همین بهش احترام زیادی میزاشتن
_همیشه وقتی میخواد به آکوتاگاوا زنگ بزنه اشتباهی به دازای زنگ میزنه🤣🤣
_وقتی تو مافیا بود یه روز که مست بود به دازای اعتراف کرد و بوسیدش ولی چون مست بود دازای جدیش نگرفت😂😐
_عاشق بازی کردن و بهم ریختن موهای دازایهXD
_طی اتفاقی مجبور میشه یه ماه پیش دازای بمونه و بعد از اون به خوابیدن تو بغل دازای در حدی عادت میکنه که وقتی میره خونه ی خودش خوابش نمیبرهXD
_یه بار دازای رو بهاطر کرم هاش تنبیه میکنه و دو ماه باهاش حرف نمیزنه و نمیزاره بغلش کنه.
_سر فرستادن آکو تو حموم با گین پدرشون در میاد😂😭💔
_از بغل های یهویی دازای خوشش میاد ولی عمرا اعتراف کنه 😂
وقتی تو مافیا بود:

یه ادیت دیگه ازش:

*•*•*•*•*
نظرتون راجبش چیه^0^؟