بیوگرافی هوشیکو (ویرایش شد)

اسم:ناکاهارا هوشیکو
تولد:۱۷ مارچ
قد:156CM
تایپ:enfp-a
عضویت:مافیای بندر(سوسمار سیاه)
سن:20
القاب:هویج شماره دو،هویج کوچولو،روباه
ملیت:ژاپنی
موهبت: Masked Kitsune(میتونه تبدیل به یک کیتسونه یا همون روباه نه دم بشه البته میتونه یه روباه معمولی هم بشه.قدرت هاش عبارتن از توهم،تغییر شکل و ایجاد آتش)
خانواده:

•~مادر:فوکو

•~پدر:کنسوکه

•~برادر بزرگتر:چویا

•~برادر بزرگتر: پاول ورلین

علایق:اذیت کردن بقیه مخصوصا چویا،مشروب،درست کردن کیک با چویا،تلافی کرم ریزی هایی که بقیه روش میکنن،جا زدن خودش جای چویا و سرکار گذاشتن افرادش،کشتن دشمنای مافیا،خوردن کیک و حرف زدن با نوریکو تو کافه ای که کار میکنه(تصحیح:آبروی نوریکو رو بردن)
تنفرات:اینکه کسی به خاطر قدش و سنش دست کمش بگیره،نصیحت های ورلینXD
اخلاق:نابالغ،مغرور،زود عصبی میشه،اگه کسی روش کرم بریزه خیلی بدتر تلافیش میکنه،خیلی زود هیجان زده میشه،خرابکار،به شدت کنجکاوه(تصحیح:فوضولXD)
چندی فکت ازش:
~یه بار وقتی چویا داشت کرم هایی که بقیه روش ریختن رو سر هوشیکو خالی میکرد هی هویج کوچولو صداش میکرد،بعد هوشیکو برای تلافی تو بطری شراب چویا سس تند ریختXD
~از کازوما می‌ترسه
~خیلی بدمسته و زود مست میکنه
~هروقت میخواد یه کار بد انجام بده صدای چویا تو ذهنش پلی میشهXDDD
~حیوون مورد علاقه اش روباهه
~بلده ویالون بزنه
~سبک مورد علاقه اش تو موسیقی هیپاپه
~بهترین دوستش نوریکوعه(هرچند نوریکو به عنوان یه دردسر قبولش داره😔)
~عادتشه که به طور کاملا اتفاقی و "غیرعمد" یه چیزی رو خراب کنه
~محل های مورد علاقه اش برای یه قرار کاری یه انبار متروک یا کوچه ی تاریکه

~از دید چویا از دازای یکم رومخ تره🤣💔

~جوک هاش از دید بقیه(مخصوصا چویا)رو اعصابن

~مثل چویا یه کلونه😔

~تیراندازی و اینکه چجوری از خودش محافظت کنه رو ورلین بهش یاد داده.

*•*•*•*•*
تموم شدxd
نظرتون در موردش چیه؟^0^

سوالی راجبش داشتین بپرسین•^•

بیوگرافی نوریکوXD(ویرایش شد)

اسم:نوریکو

فامیلی:آکوتاگاوا

تولد:21 نوامبر

قد:170Cm

تایپ:infj-t

عضویت:مافیای بندر(قبلا)،نیش های قرمز(قبلا)،آژانس کارآگاهان مسلح(الان)

القاب:خرگوش کوچولو،شکلات تلخ/شیرین،پرنسس،رز سیاه،اترنال دارکنس

ملیت:ژاپنی

سن:21

موهبت:

•~سیاه چاله(black hole)

ブラックホール

Burakkuhōru

اگه نوریکو به یکی حمله کنه میتونه روحش رو تو یه فضای زمان مکان به اسم سیاهچاله حبس کنه که خودش بهش دسترسی داره فقط(مثل لوسی)و میتونه بدن طرفی که روحش رو تو سیاهچاله گیر انداخته رو کنترل کنه و اگه خواست میتونه وقتی کارش با طرف تموم شد زیر پای اون شخص یه فضای بلعنده مثل سیاهچاله که همه چیز رو میبلعه ایجاد کنه که بعد جسم و روح اون فرد رو همزمان نابود کنه.میتونه در ذهن بقیه سیاهچاله رو ایجاد کنه و یه جورایی خاطرات افکارشون رو ببلعد به عبارتی ذهنشون رو بخونه ولی زیاد اینکارو نمیکنه چون خطرناکه از اونجایی که ممکنه اشتباهی روحشون رو ببلعه.همچنین میتونه که آینده رو هم ببینه و سیاهچاله بهش امکان سفر در زمان هم میده چون سیاهچاله در اصل چیزی برای تلپورت در زمان و مکانه.نوریکو فقط میتونه به جاهایی تلپورت کنه که قبلا یه بار دیده باشدش حتی اگه از روی عکس بوده باشه.اگه جون کسایی که براش مهمن در خطر باشه یه الهام از آینده میبینه که بهش هشدار میده‌.میتونه سیاهچاله رو به صورت یه فضای بلعنده که ازش محافظت کنه هم در بیاره.اگه خیلی تمرکز کنه میتونه از طریق چشم دیگران هم مکان ها رو ببینه.از اونجایی که موهبتش فقط بخاطر یه ماده ی شیمیایی به وجود اومده و واقعی نیست دازای نمیتونه خنثاش کنه.

•~شلاق سیاه(Black whip)

黒い鞭

Kuroi muchi

موهبت اصلی و واقعی نوریکو شلاق سیاهه که جدیدا کشفش کرده 🤣و از اونجایی که این موهبتش واقعیه دازای میتونه خنثاش کنه.و اینجوریه که اگه باهاش به شخص مقابل حمله کنه به راحتی بتونه از وسط نصفش کنه و یا با یه ضربه ی کوچیک به شخص باعث فلجی موقتش بشه.البته میتونه بدون آسیب رسوندن با کسی به عنوان یه شلاق معمولی هم ازش استفاده کنه

خانواده:

مادر:آکوتاگاوا فوکو

پدر واقعی/پدرخوانده:موری اوگای

ناپدری:آکوتاگاوا توشیزو

برادر:آکوتاگاوا ریونوسکه

خواهر:آکوتاگاوا گین

کراشش:دازای اوسامو

علایق:نودل،شکلات،کیک،قهوه،کارش تو کافه،کرم ریختن رو نیک،قدم زدن زیر بارون،شکنجه کردن با چاقوی جراحیش،نقش بازی کردن،هرچی که مربوط به دازای باشهXD

تنفرات:تنهایی،عشق،آسیب رسوندن به کسایی که براش مهمن،چویاXD،اینکه عاشق دازایه(دلیل داره،اگه داستانو خونده باشین میفهمین چراXd)

اخلاق:کلا این بشر سه تا حالت داشته در طول زندگیشXD

•تا قبل از ۸ سالگیش:شاد،مهربون،کرم ریز،شیطون،بازیگوش،خرابکار،مشاور عالیXD

•از ۸ سالگی تا اواخر ده سالگی:به شدت افسرده،بی اهمیت به اطرافش،دنبال سر به نیست کردن خودش،بی فایده دیدن زندگی

•از ۱۱ سالگی تا ۱۷ سالگی:مهربون،آروم،مقداری کرم ریز،شجاع،از اینکه دست کمش بگیرن متنفر،کمی مغرور

•از ۱۷ سالگی تا ۲۱ سالگی:آروم،سرد و نسبتا خشک،بی اعتماد به همه،از عشق متنفر،قوی،در مواقعی مثل ۱۱ سالگی تا ۱۷ سالگیش رفتار میکنه.

چند تا از القابی که به دازای داده:

~نردبون بانداژی
~کیوت ترین مافیا/آژانس
~قهوه
~پتو شکلاتیXD
~کونیکیدا آزار
~دشمن درجه یک آنشرلی
~عشق خودکشی
~علاقه مند به خودکشی دونفره
~مومیایی دو متریXD
~گوربه ی لوس

~کرم دارای بانداژ

~کرم منحرف

القابی که به بقیه داده:

~نیکلاوس⬅️نورافکنXD

~چویا⬅️آنشرلی،هویج شماره یک

~هوشیکو⬅️جینجر،هویج شماره دو،مغزهویجی 🤣

~جکسون⬅️بیخیال اعظم،هکر بزرگوار،سگ هاسکی

~ریونوسکه⬅️زودباور،خفاش خون خوار😂😐

~موری⬅️پدوفیل 😂😐🗿

~کونیکیدا⬅️جناب بی اعصاب

~آتسوشی⬅️جینکو(بله بله همانند آکو صداش میکنه😂)

چند تا فکت ازش:

_اصلا با چویا نمی‌سازه و دم به دقیقه باهاش دعوا میکنهxd

_از سگ ها خوشش نمیاد

_مشکل اعتماد به بقیه داره

_میشه گفت تا حدودی مازوخیسم داره،اگه هیلی عصبی بشه یا خاطراتش و اتفاقات تلخ گذشته اش یادش بیاد قاطی می‌کنه و با چاقو دستاشو زخم میکنه،دلیل اینکه دستکش میپوشه هم برای قایم کردن زخماشه.

_وقتی عصبیه کیک میخورهXD

_وقتی بچه بوده عادت داشته هروقت ناراحته سرش رو رو سینه ی دازای بزاره و الانم ناخودآگاه همین کارو میکنهXd

_نیک تنها کسیه که تمام راز های نوریکو رو میدونه.

_وقتی کارش تو کافه رو شروع کرد خودش رو به اسم اوگاوا یوکو معرفی کرد چون به عنوان یکی از خطرناکترین عضوهای مافیا بندر تحت تعقیب بود

_جوری رفتار میکنه که انگار از دازای متنفره و از عمد با اسم کوچیکش(اوسامو)صداش نمی کنه xd

_موهبت سیاهچاله اش به دلیل یکی از تلاش های ناموفقش برای خودکشی حین خوردن یه ماده ی شیمیایی به وجود اومده.

_چشم راستش با چاقو بریده شده بوده و کلا آسیب جدی دیده بود و بعد از اینکه سیاهچاله رو میگیره چشمش ترمیم میشه ولی به رنگ بنفش درمیاد و با همون چشمش میتونه مکان های مناسب برای تلپورت رو ببینه.

_پدر واقعیش موریه ولی خودش نمیدونه و به عنوان پدرخونده اش قبولش داره

_چاقوی جراحی موری رو کش رفته و با اون بقیه رو زخمی میکنهXD

_موهبت سیاهچاله خیلی قویه و داره از درون بهش آسیب میرسونه و روحش رو میبلعه و ممکنه در آینده باعث مرگش بشه:>>>>

_اگه پسر بود خیلی شبیه موری میشدXDDD

_از چیز های مثبت ۱۸ به دلایلی میترسه.

_همکار سابق دازای و چویا و کیگو بودهxd

_گروه خونیش O+ هست.

_مقداری از مهارت های رزمیش رو کازوما بهش یاد داده.

_شعار شخصیش: درد آدمارو عوض می‌کنه ‏باعث میشه کمتراعتماد کنی ‏بیشتر فکر کنی و‏آدمای بیشتری رو از زندگیت حذف کنی.

_وقتی ۱۰ سالش بود حین تلاشش برای خودکشی و بریدن رگش دازای نجاتش داد و از اونجا باهاش آشنا شد.

_خودش رو بابت اینکه ریو و گین سر از زاغه ها در آوردن مقصر میدونه.

_حاضره هر کاری بهش بگن بکنه ولی مجبور نباشه با هوشیکو کار کنهXDD

_تا ۱۷ سالگیش روی چشم راستش بانداژ می‌بست چون موهبتش رو هنوز نمیتونست خیلی خوب کنترل کنه و چشمش حالت عادی نداشت:>

_جواهری که دور گردنش میبنده و رو لباسشه از یه سنگ خاص به اسم سنگ تاریک/سیاه هست که تا حدودی سیاهچاله رو مهار میکنه تا روحش رو نبلعه(تو داستان بیشتر باهاش آشنا میشینxd)

_وقتی تو مافیا بود بخاطر شباهت ظاهری زیادی که به موری داشت افراد مافیا فکر میکردن بچه ی موریه(که البته واقعا هم هستXD)برای همین بهش احترام زیادی میزاشتن

_همیشه وقتی میخواد به آکوتاگاوا زنگ بزنه اشتباهی به دازای زنگ میزنه🤣🤣

_وقتی تو مافیا بود یه روز که مست بود به دازای اعتراف کرد و بوسیدش ولی چون مست بود دازای جدیش نگرفت😂😐

_عاشق بازی کردن و بهم ریختن موهای دازایهXD

_طی اتفاقی مجبور میشه یه ماه پیش دازای بمونه و بعد از اون به خوابیدن تو بغل دازای در حدی عادت میکنه که وقتی می‌ره خونه ی خودش خوابش نمی‌برهXD

_یه بار دازای رو بهاطر کرم هاش تنبیه میکنه و دو ماه باهاش حرف نمیزنه و نمیزاره بغلش کنه.

_سر فرستادن آکو تو حموم با گین پدرشون در میاد😂😭💔

_از بغل های یهویی دازای خوشش میاد ولی عمرا اعتراف کنه 😂

وقتی تو مافیا بود:

یه ادیت دیگه ازش:

*•*•*•*•*

نظرتون راجبش چیه^0^؟

بیوگرافی نورمن

اسم:نورمن

فامیلی:گیلبرت

القاب:روباه،جیمز باندXD

تولد:۱۸ ژوئیه

قد:172CM

تایپ شخصیتی:Istp-A

وابستگی رسمی به: سازمان نیش های قرمز،مافیای بندر(به عنوان جاسوس)

سن:16

ملیت: انگلیسی

جان(پدر)

کارول(مادر)

الیزابت(خواهر دوقلو)

کراش:نداره

موهبت:

The signature of all things

(بهش قابلیت های تلپورت کردن میده)

علایق:هودی،خوابیدن،گالری هنر

تنفرات:کت و شلوار،هیرانو،غذاهای تند

اخلاق:بی حوصله،کم حرف،رک،با طعنه حرف میزنه،جدی

چند تا فکت:

•~عضو نیش های قرمزه ولی به عنوان جاسوس تو مافیای بندر فعالیت میکنه

•~از اینکه الیزابت تو مکان عمومی بغلش کنه خوشش نمیادXD

•~بعضی وقتا با الیزابت سر اینکه کدوم بزرگتره دعوا میکننXD

•~به صورت مخفیانه یه راکون به اسم مارک داره.

•~•~•~•~•~•~•~•

نظر یادتون نره •^•

بیوگرافی الیزابت

اسم:الیزابت

فامیلی:گیلبرت

القاب:لیز،لیزی،بتی،یاقوت کوچولو

تولد:۱۸ ژوئیه

قد:167CM

تایپ شخصیتی:Esfj-t

وابستگی رسمی به:بوتیک و سالن مد سیشِل

شغل:خیاط،طراح لباس

سن:16

ملیت: انگلیسی

خانواده:

جان(پدر)

کارول(مادر)

کاترین(خواهر بزرگتر )

نورمن(برادر دوقلو)

کراشش:لوکاس

علایق:خیاطی،گربه ها،چیزمیز کیوت،حموم آب‌گرم،گل ها

تنفرات:دروغ،تنهایی،کلم بروکلی

اخلاق:کیوت،مهربون،دلسوز،صمیمی،کمی خجالتی،لازم باشه جدی

چند تا فکت ازش:

•~نمی دونه برادرش تو مافیای بندر جاسوسه

•~گیره‌های رو سرش رو لوکاس بهش داده

•~تو بوتیک آرورا کار میکنه و طراح هست.

•~با آرورا رابطه ی خوبی داره و دوستش هست.

•~زوفیلیست داره

•~•~•~•

نظر یادتون نره •^•

بیوگرافی لوکاس•^•

اسم:E0764(در ابتدا)،لوکیوس شپارد(در حال حاضر)

القاب:لوکاس(تقریبا همه لوکاس صدا میکننش)،لوکا،نفله ی بی بخار(توسط جکسونXD)

گونه:گربه(قبلا)،انسان(الان)

تولد:21 آگوست

قد:173CM

تایپ شخصیتی:isfj

سن:18

ملیت:آمریکایی

وابستگی رسمی به: سازمان نیش های قرمز،شرکت دی مارتل

موهبت:

•~خاطرات گربه ی ولگرد(The stray cat's memories)

Noraneko no kioku

توضیح موهبت:توانایی تبدیل شدن به گربه،نامرئی شدن

علایق:گیتار زدن،ماهی و غذا های دریایی،گربه ها،کتاب های عاشقانه غم انگیز،پوکی

تنفرات:آدم کشتن،جنگیدن،آدم های منحرف

اخلاق:مهربون،خوش قلب،خجالتی،شجاع،محافظه کار،اگه کسی آسیب ببینه خیلی قضیه رو بزرگ میکنه در حدی که بخواد طرف رو هم ببره بیمارستان

کراش:الیزابت

گذشته:

اون در اصل انسان نیست.اون یه گربه است که طی آزمایش هایی که تو یه آزمایشگاه روش انجام شده به یه نکو(نیمه گربه نیمه انسان)تبدیل شده.یه روز موفق میشه با یکی دیگه از اعضای آزمایشگاه که رو اون بنده خدا هم آزمایش انجام می دادن فرار کنه.بعد از اون تو خیابون ها بوده و می ترسیده به حالت انسان بره بین بقیه انسان ها بخاطر دم و گوشاش.نیک پیداش میکنه و با خودش میبرتش خونه اش و ازش نگهداری می کنه.وقتی احساس امنیت میکنه به نیک همه چیز رو راجب خودش میگه،نیک هم بهش میگه که مشکلی نیست،لازم نیست از اینکه خودت باشی بترسی.بعدم به شرکتش میارتش.

چندی فکت ازش:

_همیشه وقتی جاهای شلوغ میخواد بره یه کت خیلی بلند میپوشه،کلاه میزاره و عینک میزنه تا دم و گوشاش و چشماش معلوم نباشن.

_رو الیزابت کراش داره ولی خجالت میکشه بهش بگه.

_کسی که بهش کمک کرد فرار کنه یه دختر با شاخ های گوزن با شماره E0753 بوده.

_هنوز ویژگی های گربه بودنش رو داره به عنوان مثال دنبال نور لیزر میره و با کاموا بازی می‌کنه.

_با نیک خیلی صمیمیه.

_اوایل فکر می کرد جکسون و نیک عاشق هم دیگه ان😂💔

_جاستین در تلاشه منحرفش کنه😔

_روی شونه اش یه ماه گرفتگی داره.

در حالت گوربه:

نظر یادتون نره^^

​​​​​​​

بیوگرافی اپل پای 🍎

اسم:اپل پای

معنی اسم:پای سیب

سن:18 سال

القاب:اپل

تایپ شخصیتی: Estj-a

گونه:پونی زمینی

خانواده:

•~اپل جک(مادر)

•~بریبرن(پدر)

•~فالن لیوز(خواهر کوچکتر)

•~کارامل اپل(برادر کوچکتر)

•~اپل جم(خواهر کوچکتر)

محل تولد:پونیویل

محل زندگی:پونیویل،مزرعه سیب شیرین

قدرت:اون خیلی قویه.

عنصر هارمونی:حقیقت(یه گردنبند دارای عنصر حقیقت که با دیگر گردنبند ها و تاج دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

اخلاق:سخت کوش،مهربون،راستگو و درستکار،شجاع،زودجوش

علایق:سیب،خانواده و دوستاش،کمک به مادرش تو مزرعه،راستگویی،مربای سیب،سیب زَپ(همون سیب های رنگین کمونی)

تنفرات:دروغ،خیانت،تنهایی

حیوون خونگی:یه روباه به اسم فاونا

چند تا فکت ازش:

_اولین بچه ی اپل جکه.

_اوایل فکر می کرد لایتنینگ دش پسره و روش کراش داشتXDDDDD

_عادت داره خودش رو درب و داغون کنه به عبارتی دیگه همه اش می‌ره تو در و دیوارXD

بهترین دوستاش:مجیک انچنتمنت، گلیمر، کریستال کلاریتی، لایتنینگ دش،چاکلت‌بری پای،اسپرینگ فلاور

کپی به شدت ممنوعععع 🔪🗿

بیوگرافی لایتنینگ دش

اسم: لایتنینگ دش

معنی اسم:خط تیره رعد و برق

سن:17سال

القاب:لایت،لایتی

تایپ شخصیتی: Entp-a

گونه: پگاسوس

خانواده:

•~رینبودش(مادر)

•~سورین(پدر)

•~رینبوولتاژ(برادر بزرگتر)

محل تولد: کلودزدیل (درست نوشتم•-•؟)

محل زندگی:کلودزدیل،پونیویل،کلودومینیوم

قدرت: رنگین کمون سرعتی (مثل مادرش میتونه خیلی سریع پرواز کنه و رنگین کمان درست کنه)

عنصر هارمونی:وفاداری(یه گردنبند دارای عنصر وفاداری که با دیگر گردنبند ها و تاج دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

اخلاق:بیخیال،خونسرد،شجاع،کرم ریز،پررو،مغرور،یه کوچولو تندخو و بی ادب🗿

علایق:رنگین کمون،سرعت،اسمارتیز،کرم ریختن رو ملت😔🤌،اسکوتر،رعد و برق،ترن هوایی،دوستاش

تنفرات:تنبلی،آدمای ترسو،خیانت،کند بودن،لباس های پر زرق و برق

حیوون خونگی:یه شاهین به اسم کلاو

چند تا فکت ازش:

_دومین بچه ی رینبودشه

_اوایل قرار بود اسمش سونیک بلست دش باشه ولی به لایتنینگ دش تغییرش دادم.

_تام بویه.

_به فلفل حساسیت داره.

_عضو واندربولتزه.

_بعد از مادرش سریع ترین پونیه.

_با برادرش اکثر اوقات دعوا می کنن.

بهترین دوستاش:مجیک انچنتمنت،گلیمر،کریستال کلاریتی،اپل پای،چاکلت‌بری پای،اسپرینگ فلاور

کپی به شدت ممنوعععع 🔪🗿

​​​​​​

بیوگرافی نوریکو(بانگو بیست)

یوووو^^

خب همون‌طور که میدونید(یا شایدم تا الان نمی دونستید) بانگو بیست جهان موازی بانگو هست.که قراره ازش لایواکشن هم بیاد(تا بیاد ما فسیل شدیم البته....)

هشدار:کسانی که نمی خوان از بانگو بیست اسپویل نشن به ادامه مطلب نرن!!!!

ادامه نوشته

بیوگرافی اسپرینگ فلاور 🌸

اسم:اسپرینگ فلاور

معنی اسم:گل بهاری

سن:19 سال

القاب:اسپرینگ،فلی

گونه:پگاسوس(نیمه پونی_نیمه دراکانکوئیس)

تایپ شخصیتی:isfj-a

خانواده:

•~فلاترشای(مادر)

•~دیسکورد (پدر)

•~اسپیریت (برادر کوچکتر)

محل تولد: پونیویل

محل زندگی:کلبه فلاترشای،کیاسویل(روستای هرج و مرج)

قدرت:ارتباط برقرار کردن با گیاهان و حیوانات،قدرت هرج و مرج مثل دیسکورد ولی تا حدودی ضعیف تر

عنصر هارمونی:مراقبت/مهربانی(یه گردنبند دارای عنصر مراقبت که با دیگر گردنبند ها و تاج دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

اخلاق:به شدت خجالتیییی،کم حرف،گوشه گیر،ترسو،صداش به قولا از ته چاه در میادXD،اگه عصبانی بشه کپی دیسکورد میشه رفتارش

علایق:انواع گل و گیاه،گیاه گوشتخوارش،دوستاش،بستنی،انواع حیوانات

تنفرات:کسی گذشته ی پدرش رو بهش یادآوری کنه،اسموتی(دقیقا چجوریییییی)،نتونه جلوی عصبانیتش رو بگیره

حیوون خونگی:خیلی زیادنننننن ولی اصلی ترینش یه خفاش به اسم نایتمره،البته علاوه بر حیوون های خونگی زیاد یه گل گوشتخوار هم داره!

چند تا فکت ازش:

•~اولین بچه ی فلاترشایه.

•~اون کیوتی مارکش رو موقعی که جلوی یه گل گوشتخوار رو از حمله به برادر کوچیکترش گرفت به دست آورد.

•~کیوتی مارکش تقریباً رنگ پوستشه و معلوم نیست زیاد.

•~تو پناهگاه حیوانات فلاترشای به مادرش کمک میکنه.

•~از قدرت هرج و مرجش معمولا استفاده نمی کنه چون تسلطی روش نداره.

•~با گل و گیاه ها میتونه ارتباط برقرار کنه.

بهترین دوستاش:مجیک انچنتمنت،گلیمر،کریستال کلاریتی،اپل پای،چاکلت‌بری پای،لایتنینگ دش

کپی به شدت ممنوعععع 🔪🗿

​​​​​​

بیوگرافی جاناتان:>

اسم:آساهی

فامیلی:ساتو

اسم مستعار/تغییر یافته:جاناتان میلِر

القاب:جانی،جان،مرموزالسلطنه بی انصافیان(توسط دنیل)

سن:23

قد:185CM

گروه خونی:O-

تاریخ تولد:۵ ژانویه

ملیت:فرانسوی-ژاپنی

خانواده:

~الکسا ساتو(مادر)

~آراتا ساتو(پدر)

کراش:در حال حاضر نداره

موهبت:

•~زندگی به عنوان یک سیستم(life as a system)

باهاش میتونه وسیله ها و سیستم های مختلف رو کنترل کنه مثلا میتونه بفهمه بهترین راهکار در یه بازی شطرنج در مقابل حریفش چیه یا یه مکعب روبیک رو چجوری حل کنه

بیشتر مواقع هم هندزفری تو گوششه

دلیل اینکه هندزفری میزاره همیشه بخاطر اینه که بدن انسان هم مثل یه سیستم میمونه و میشه گفت تمام مدت صدای قلب و افکار انسان ها رو میشنوه پس هندزفری میزاره که اون صدا ها اذیتش نکنن

و اینکه موهبتش به موسیقی هم ربط داره و مثل ساندویو عمل می کنه

وابستگی رسمی به:بخش ویژه برای قدرت های غیر معمول

شغل:مامور اطلاعات/جاسوس

تایپ شخصیتی:intj

علایق:گربه ها،قهوه ی لاته،شکلات تلخ،طبیعت،گوش دادن به آهنگ

تنفرات:کسی مزاحمش بشه،سر و صدای زیاد،جاهای شلوغ،خلافکارا

اخلاق:سرد،آروم،خشک،کم حرف،وظیفه شناس،شجاع،مهربون ولی زیاد نشون نمیده

اطلاعاتی در مورد گذشته اش:

_وقتی بچه بوده کر بوده و بعد از گرفتن موهبتش شنواییش رو به دست میاره

_پدر و مادرش سیاست مدار بودن

_خانواده اش رو طی یه عملیات تروریستی خلافکارا از دست میده

_بعد از از دست دادن خانواده اش به واحد ویژه برای قدرت های غیر معمول می پیونده

_در عملیاتی که گفته میشد یه قاتل خطرناک در اون نقش داره دنیل رو دید و پیش آنگو بردش.

_چند روز بعدش دنیل با کلی وسیله جلوی آپارتمان جاناتان ظاهر میشه و میگه از این به بعد هم خونه ایم و همکار🤣

*****

یه چند تا فکت ازش:

_لذت بخش ترین کار براش وقتیه که تو طبیعت آهنگ/موسیقی گوش میده و هیچ آدم مزاحمی هم نیست.

_رنگ مورد علاقه اش بنفشه

_استریت هست.

_مادرش فرانسوی بوده.

_کر به دنیا اومده و بعد از گرفتن موهبتش شنواییش رو به دست میاره

_بخاطر اینکه جاسوسه اسمش رو از آساهی ساتو به جاناتان میلِر تغییر داده.

_کم خوابی داره

_آهنگ های مورد علاقه اش آهنگ های ایمجین دراگونز هست.

_بخاطر اینکه بچه بوده کر بوده زبون اشاره بلده

_خودش میگه آی کیوش ۱۷۷ هست ولی بیشتره.

_از تفریحاتش شطرنج،حل کردن جدول و گیم پلی هست.

_اگه یه جایی ماشین و آدم های زیادی باشه(شلوغ باشه)ممکنه باعث بشه از گوشای جاناتان خون بیاد و منجر به کر شدنش بشه

_از اینکه کسی موهاشو به هم بریزه خوشش نمیاد(موهاش که همیشه به هم ریخته است:نانی؟)

_به حیوون ها حس خاصی نداره و از تنها حیوونی که خوشش میاد گربه است

_تایپ ایده آلش برای دوست دختر مهربون و آروم و باهوش هست.

_با رانپو و ایان صمیمی هست و بعضی وقتها با هم مسابقه ی هوش برگزار میکنن(واقعا کنجکاوم بدونم برنده کیه اصلا معلوم نیستXD)

_میتونه بیش از ۵۰۰ تا جدول رو تو دو دقیقه حل کنه بدون استفاده از موهبتش

_ترجیح میده برای حل کردن مسائل از موهبتش استفاده نکنه

_غذای مورد علاقه اش تاماگویاکی هست

_دسر مورد علاقه اش دوریاکی هست

_نوشیدنی مورد علاقه اش لاته است

_به کافئین اعتیاد داره.

_همیشه کمبود خواب داره.

_همکار آنگو و دنیل هست.

یه ادیت دیگه ازش:

بیوگرافی چاکلت‌بری پای

اسم: چاکلت‌بری پای

معنی اسم: پای توت شکلاتی

سن:15 سال

القاب:چاکو،بری،مهمونی برگزار کن اعظمXD

تایپ شخصیتی:Enfp-t

گونه:پونی زمینی؛-؛

خانواده:

•~پینکی پای(مادر)

•~چیز ساندویچ (پدر)

•~لیل چیز (خواهر بزرگتر)

•~چیزکیک (خواهر کوچکتر)

•~شوگار پای (خواهر کوچکتر)

محل تولد: پونیویل

محل زندگی:پونیویل،شوگارکیوب کُرنر(گوشه حبه قند)

قدرت:درست کردن و پختن انواع شیرینی فقط در چند دقیقه!

عنصر هارمونی:شادی(یه گردنبند دارای عنصر شادی فداکاری که با دیگر گردنبند ها و تاج دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

اخلاق:شاد،پر سر و صدا،فوضول،وراج و پر حرف،شیطون،شکمو،شوخ،مهربون،زودجوش،کرم ریز

علایق:پودینگگگگگ،پنکیک،پای،شکلات،توت فرنگی،جشن،مهمونی،سر و صدای شادی و خنده،کادو،بادکنک،دوستاش،شاد کردن بقیه،چیز میزای کیوت

تنفرات:اسب آبی،غم و غضه،کسی دوستاشو اذیت کنه

تیکه کلام:سوپر دوپر کریزی!

حیوون خونگی:یه تمساح کوشولو به اسم اسپرینکلز

چند تا فکت ازش:

•~دومین بچه ی پینکی پایه.

•~نیمه ی بد و شرورش دارک چاکلت هست.که در اون حالت موهاش صاف میشه و اخلاقش متضاد حالت عادی میشه.و وقتایی فعال میشه که ناراحت بشه یا حس کنه نادیده گرفتنش.

•~اون خیلی شکموعه XD

•~از رعد و برق میترسه.

•~اگه موقعی که داره کیک یا کلا هر نوع شیرینی میپزه وارد آشپزخونه بشید مثل اینه که به صحنه ی جنگ رفتین🤣🤣🤣

•~اگه گشنه تون باشه براتون انواع و اقسام خوراکی از ناکجاآباد میارهXD

•~مثل پینکی پای حس ششم قوی ای داره.

•~از بین دوستاش کوچیکترینهxd

بهترین دوستاش: کریستال کلاریتی،گلیمر،مجیک انچنتمنت،اسپرینگ فلاور،اپل پای،لایتنینگ دش

کپی به شدت ممنوعععع 🔪🗿

بیوگرافی مجیک انچنتمنت 💫

اسم:مجیک استار انچنتمنت

معنی اسم:افسون ستاره جادویی

فامیل:سنتری

سن:19 سال

القاب:مجیک-چان،مجیک استار،توایلایت دومXD

تایپ شخصیتی: Estj-t

گونه:یونیکورن(تکشاخ)

خانواده:

~•توایلایت اسپارکل(مادر)

~•فلش سنتری(پدر)

~•سیلور استار(خواهر بزرگتر)

~•آمِتیست استار(خواهر بزرگتر)

~•پرفکت کِرِسنت (برادر بزرگتر)

~•آرورا گلکسی (خواهر کوچیکتر)

محل تولد:کانترلات

محل زندگی:پونیویل،قصر کریستالی توایلایت،خانه درختی دوستی،کتابخونه درختی توایلایت

قدرت/جادو:جادوی قوی و قدرتمند به عنوان مثال حفاظت (ساخت سپر و حافظ)،تغییر شکل،سفر در زمان و ....

عنصر هارمونی:فداکاری(یه گردنبند دارای عنصر هارمونی فداکاری که با دیگر گردنبند ها و تاج دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

اخلاق:باهوش و نابغه،جسور،مهربون،برنامه ریز،کمی مغرور،بعضی وقتا تو خودش فرو میره،عشق کتاب خوندن و حل مسئله

علایق:معما،جادو،جادوهای ناشناخته،کتاب،کتابخونه،دوستاش،کهکشان،ستاره ها،خانواده اش،فشفشه

تنفرات:مجبور باشه مثل یه پرنسس رفتار کنه،تبعیض،نتونه به کسی کمک کنه،بلوف زدن

تیکه کلام:جیزس xd

حیوون خونگی:یه جغد به اسم اودِت

چند تا فکت ازش:

~•سومین بچه ی توایلایت محسوب میشه(چون آمِتیست استار و پرفکت کِرِسنت دوقلو هستن)

~•کمبود خواب داره.

~•زمانی که تو کانترلات بود از صدای اورثینک های مادرش بیدار میشد🤣

~•برای برنامه ریزی جشن ستاره‌های دنباله‌دار به پونیویل میاد و از اون به بعد تو پونیویل زندگی میکنه.

~•گلیمر رو از بقیه دوستاش بیشتر می‌شناسه.

~•وقتایی که از جادوش زیاد استفاده میکنه پایین موهاش کهکشانی میشه.

~•کیوتی مارکش تو تاریکی درخشان میشه.

بهترین دوستاش: کریستال کلاریتی،اسپرینگ فلاور،لایتنینگ دش،چاکلت‌بری پای،اپل پای و گلیمر

کپی به شدت ممنوعععع 🔪🗿

​​​​​

بیوگرافی کیگو•^•

اسم:کیگو
فامیل:هیگاشینو
تولد:1 ژوئن
قد:175Cm
تایپ شخصیتی:Intp-t
وابستگی رسمی به:مافیای بندر
القاب:اژدها،راپونزل،کاکائو،اتوکشیده رسمی
ملیت:ژاپنی
سن:22
موهبت:
•~اژدها(Dragon)
ドラゴン
Doragon
توانایی تبدیل شدن به یک اژدها با قدرت های چهار عنصر(آب،باد،خاک،آتش)
خانواده:نامعلوم
کراشش:هیروماسا میکو(در گذشته)،هیچکس(در حال حاضر)
علایق:شطرنج،اسب‌سواری،شمشیرزنی،جواهرات،معما
تنفرات:چویا،موش ها،طرد شدن،شکست،چیزای شیرین،گرد و خاک،سوار کشتی شدن چون دریازده میشهXD
اخلاق:خشک،جدی،مغرور،پررو،خودخواه،اندکی کرم ریز(فقط رو دازای)
چند تا فکت ازش:
•~وقتی در مورد علایقش توضیح میده به شدت ذوق زده میشه و اطرافش رو فراموش میکنه حتی شخص مقابلش رو
•~دوست صمیمی دازایه.
•~22 سالشه ولی بقیه فکر میکنن 28 سالشه.
•~به بادوم زمینی حساسیت خفیف داره.
•~شیپر شماره یک دازای و نوریکوعهXD
•~همکار چویاعه.
•~تنها دلیلی که همکار چویا مونده با اینکه از چویا خوشش نمیاد اینه که چویا تو کار قاچاق جواهراته(تو استورم برینگر گفت)
•~اون ایده ی درستی از عشق نداره چون دختری که دوستش داشت(میکو) اون رو رد کرد و نزدیک ترین معنی به عشق رو دازای و نوریکو میدونه.
•~به هیچ دختری اهمیت نمیده(به جز نوریکو چاننن🤣) و رفتارش باهاشون خشک و رسمیه.
•~اگه خیلی عصبی بشه و نفس عمیق بکشه از دماغش دود بیرون میاد🤣
•~اگه عطسه کنه از دهنش آتیش میاد بیرون🤣
•~تتوی اژدهای رو دستش بعد اینکه موهبتش رو کشف کرد ظاهر شد✓

کپی ممنوع✓🗿🔪

بیوگرافی تاشی؟...

اسم: هاروکا تونو

القاب: تاشی، شیرقهوه، هاگی (huggy) (هاگی واگی..)

عضویت: آژانس کارآگاهان مسلح

سن: 21

قد: 174

وزن: 64

ام بی تی آی: ESFJ-A

اخلاق: مهربون، سوییته، بعضی وقتا کرمو میشه (فقط مواقع نادرررر🤣)، دوست داره به بقیه کمک کنه، پاچه خوار:/

علایق: حَیَوانات،شیرینی،سر به سر خواهرش بزاره،بچه ها، قدم زدن، پارک

تنفرات: سرما، سوپ، وسیله هاشو گم کنه، بهش بگن شیرقهوهXD

کراش: گوربه وحشی🤝🏻

​​​​​​داستان زندگیش طولانیه، میشه نگم؟

فکت:

-یه علامت کوشولو روی ترقوه اش داره (به ادیت نگاه نکنین یادم رفته بکشمش)

- یوشیکو خواهر بزرگترشه

-به اون و یوشیکو و آی میگن شیرکاکائو ها🤣

-همه روش هاش برای مخ زنی شکست خوردن (بدبخت)

دیگه همین...خدافظظظ

بیوگرافی کریستال کلاریتی*^*

اسم: کریستال کلاریتی

معنی اسم:کریستال شفاف

سن:18 سال

القاب:کلاریتی،بیخیال،الماس گداخته

تایپ شخصیتی: Istj-a

گونه:دورگه پونی و اژدها

خانواده:

•~رریتی(مادر)

•~اسپایک(پدر)

•~دایموند فِلِیم (برادر بزرگتر)

•~گلیمرینگ بلوم (خواهر ناتنی کوچکتر)

محل تولد:پونیویل

محل زندگی:پونیویل،بوتیک کاروسل(چرخ و فلک)،کتابخونه درختی توایلایت

قدرت/جادو:اون با شاخ هاش جادوهای محدودی رو مانند بلند کردن اجسام و پیدا کردن الماس و جواهر میتواند اجرا کند.

عنصر هارمونی:اعتماد به نفس(یه گردنبند دارای عنصر هارمونی ارزش که با دیگر گردنبند ها و تاج دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

اخلاق:جدی،آروم،کم حرف،شجاع،باهوش و جذاب،مهربون ولی کمتر نشون میده،مقداری کرم ریز(یعنی از بین اوسیام نود و نه درصد کرم ریزنXD)،مغرور

علایق:انواع جواهر،طراحی کردن،نقاشی،چیزای براق،اکلیل،آفتاب گرفتن،آهنگ گوش دادن،خرگوشش،چیزای ناشناخته،کریستال امپایر

تنفرات:انجام دادن کارها به شیوه های قدیمی،لباس های پف پفی،مسخره اش کنن،دروغ

تیکه کلام: سیریسلی؟(جدی/واقعا)

حیوون خونگیش:یه خرگوش سفید به اسم فلافی

چند تا فکت ازش:

​​​​​​•~دومین فرزند رریتی و اسپایکه

•~اوایل از گلیمر خوشش نمیومد و رابطه ی خپبی باهاش نداشت چون فکر میکرد مادرش میخواد با اون جایگزینش کنه(اوخی)

•~امبر براش مثل الگوعه.

•~به مادرش در دوخت لباس ها در بوتیک کاروسِل کمک میکنه.

•~به اون و گلیمر لقب دو خواهر مفسد رو دادنXD(توسط دارکی گل باباXD)

•~از اونجایی که نیمه اژدهاعه نفس آتشین هم داره.

•~معمولا با صدای بلند صحبت میکنه.

•~زیاد احساساتش رو بروز نمیده.

بهترین دوستاش:مجیک انچنتمنت،اسپرینگ فلاور،لایتنینگ دش،چاکلت‌بری پای،اپل پای و گلیمر

•~•~•~•~•~•~•~•~•

خب تموم شددد^0^

نظر یادتون نره^^

​​​​​

بیوگرافی اوسیمممم:>

اسم: گلیمرینگ بلوم

معنی اسم:درخشش شکوفه

سن:16 سال

لقب ها:گلیمر،بلوم،راپونزلXD

تایپ شخصیتی: Estj-t

گونه: یونیکورن (تک شاخ)

خانواده:

•~رریتی(مادر خوانده)

•~اسپایک(پدر خوانده)

•~دایموند فِلِیم (برادر ناتنی بزرگتر)

•~کریستال کلاریتی (خواهر ناتنی بزرگتر)

محل تولد: کریستال امپایر

محل زندگی: مدت کوتاهی در کانترلات،پونیویل،کتابخونه درختی توایلایت (در داستانم می فهمید چجوری درست میشه)

قدرت:جادوی قدرتمند و قوی ای که در حد جادوی آلیکورن ها قوی هست!

جادوهایی که داره:

•~جادو های محافظتی(ساخت حفاظ و سپر)

•~تلپورت و جابه‌جایی

•~کنترل ذهن

•~پیدا کردن الماس و جواهر

•~بالا آوردن ماه و خورشید

•~جادوی پرواز(میتونه بال های شفافی برای خودش درست کنه و باهاشون پرواز کنه)

•~تبدیل جسمی به جسمی دیگه(مثلا تبدیل یه سیب به فنجون چایی)

•~جادوی سن/شکل(تغییر سن یا تغییر شکل)

•~جادوهای دوربرد و حمله ای

عنصر هارمونی:جادو(تاجی که با گردنبند های دارای دیگر عناصر هارمونی فعال میشود)

علایق:طراحی لباس،دوخت لباس،مطالعه،ارتقا دادن قدرتاش(جادوش)،کتاب خوندن،برنامه ریزی،اکلیل،الماس و جواهر،دوستاش،خرگوش ها،صدای آب،ستاره های دنباله‌دار،رنگ های پاستیلی

تنفرات:صدای زنگ ساعت،بدون برنامه بودن،هرج و مرج،دراما بازی های مادرشXD،امتحان(کیه که خوشش بیادXD)،گرد و خاک،محدود شدن،مارمولک

اخلاق:مهربون،کیوت،کرم‌ریز،باهوش،شجاع،شیطون، کرم کتابXD

تیکه کلام:دارلینگ

حیوون خونگی:یه گربه ی سفید به اسم جول

دستیار و برنامه ریزش:این گوگولی🔽

نام:مجیکال لایت گلیتر گلکسی

القاب:مجیک گلکسی،ام جی(که در اصل حرف های اول مجیکال گلکسی هستن)،پشمک

نوع:خرس Ursa

تایپ شخصیتی:Intp-a

سن:12

علایق: کهکشان و ستاره ها،جاهای مخروبه و قدیمی،کتاب،یاقوت،چیزای شیرین،کمک کردن به گلیمر،خوابیدن،انواع گل

تنفرات:تار عنکبوت،صداهای بلند،فلفل،لباس های پف پفی

اخلاق:مهربون،آروم،شکمو،باهوش،خلاق،کم حرف

تیکه کلام:اوه مای...

کیوتی مارک گلیمر گل باباXD:

نشانه های کیوتی مارک:دو تا الماس بنفش کوچیک مادر و پدرش(همون رریتی و اسپایک)،قسمت داخلی کمرنگ یاقوت خودش و قسمت های تیره تر دوستاش،الماس کوچولویی که به نخ و سوزن وصله دستیارش مجیک گلکسی

چند تا فکت ازش:

•~نگهبان های کریستالی اونو توی برف ها نزدیک کریستال امپایر در حالی که چیزی یادش نبود پیدا کردن.

•~پرنسس کیدنس در موردش با توایلایت صحبت میکنه و میگه دلش نیومده همچین بچه ی باهوشی که توانایی های زیادی داره رو تو یه یتیم خونه بزاره.

•~توایلایت در جواب یه نامه می نویسه و تصمیم بر این میشه که گلیمر به مدرسه ی دوستی بره و درس بخونه.

•~رریتی که برای کار به کریستال امپایر اومده بود مسئول میشه که گلیمر رو به پونیویل بیاره و بعد از همنشینی با گلیمر در قطار و صحبت کردن باهاش انقدر ازش خوشش میاد که به فرزندخوندگی میگیرتش.

•~اوایل با کلاریتی نمیتونست ارتباط برقرار کنه.

•~یه روز دنبال الماس به جنگل اورفری میره و تخم کهکشانی شکل میبینه و وقتی سعی میکنه تا با جادوش بازش کنه کنترلش رو بر روی جادوش از دست میده و باعث میشه آسمون بهم بریزه جوری که ماه و خورشید هی طلوع و غروب میکردن و گاهی هر دوتاشون کنار هم دیده میشدن.توایلایت هم هرچقدر با همون وسیله ای که سلستیا و لونا برای بالا آوردن و پایین بردن ماه و خورشید بهش داده بودن سعی میکنه وضعیت رو درست کنه میبینه نمیشه.تا اینکه میفهمه منبع این جادوی قوی از جنگل اورفریه سریع به اونجا تلپورت میکنه و وقتی گلیمر رو در اون حالت بی ثبات میبینه با جادوش بهش کمک میکنه تا به وضع قبل برگرده و بعد با کمک اون وسیله وضعیت ماه و خورشید رو درست میکنه.

•~وقتی توایلایت گلیمر رو متوقف کرد اون دیگه تنها نبود چون یه توله خرس کوچولوی کهکشانی هم کنارش بود.

•~وقتی توایلایت متوجه شد که جادوی گلیمر بی ثباته یه چیزی مثل حفاظ برای شاخ گلیمر درست میکنه که جادوش رو به اندازه ی یه یونیکورن عادی محدود کنه(اگه دقت کنین تو ادیتم هم شاخ گلیمر مثل بقیه پونی ها نیست و طرح های عجیبی روشه که مال همون حفاظه✓)

•~جادوی گلیمر در حالت عادی مثل زمانی میمونه که پرنسس ها(لونا،سلستیا و کیدنس)،تو فصل چهار جادوی خودشون رو به توایلایت داده بودن.

•~با وجود اینکه اون حفاظ جادوی گلیمر رو محدود میکنه هنوزم جادوش خیلی قویه و حتی در حد جادوی توایلایت و استارلایته!

•~توایلایت برای اینکه گلیمر بتونه جادوش رو کنترل کنه به مدرسه جادو در کانترلات میفرستتش.(همون مدرسه ای که قبلا سلسلتیا اداره می کرد.)

•~برای امتحانش که مدیریت یه جشن و مهم تر از همه پیدا کردن دوست بوده به پونیویل برمیگرده.

•~حفاظ شاخش در اکواستریا(دنیای انسانی)به شکل یه گردنبند در میاد.

•~بخاطر بلند بودن موهاش همه اش سمش میره روش و میخوره زمینXD

•~توایلایت رو خاله توایلایت صدا میکنهXD

بهترین دوست هاش:پرنسس آرتمیس،مجیک انچنتمنت،اسپرینگ فلاور،لایتنینگ دش،چاکلت‌بری پای،اپل پای و کریستال کلاریتی

یه ادیت دیگه ازش:

اکواستریا گرلز:

تموم شد^^

نظر یادتون نره^0^

همه ی طراحیش کار خودمه پس خواهشا از سبک و کارکترهام کپی نکنید:)

​​​​

بیوگرافی جاستین ❄️

اسم:جاستین

فامیلی:اشمیت

القاب:یخمک،بستنی سادیسمی،نفله ی دوقطبی،بستنی ساز،یتی یخی🗿،جِی

تولد:۳۱ دسامبر

قد:176CM

تایپ شخصیتی:estp-t

سن:24

ملیت:روس_آلمانی

وابستگی رسمی به: سازمان نیش های قرمز

موهبت:

•~کولاک(blizzard)

猛吹雪

Mō fubuki

توضیح موهبت:منجمد کردن هرچیزی که بهش دست بزنه،ساخت وسایل با آب/یخ،درست کردن دونه برف

علایق:سر به سر گذاشتن نیک،عینک دودی زدن و فاز گنگسترا رو گرفتن،هوای سرد،بستنی،برف،کرم ریزی،زمستون،ودکا،دونه برفاش،قمار کردن😔🤌،به قول خودش دختران زیباXD

تنفرات:غذاهای تند،هوای گرم،سخنرانی های ادوارد

اخلاق:به شدت منحرف،سادیسمی،کرم ریز(تصحیح:سوسمار ریز)،دخترباز،خونسرد،بیخیال

گذشته:

وقتی به دنیا میاد مادرش میمیره و پدرش اون رو یه بچه ی نحس در نظر میگیره و برای همین به یتیم خونه میدتش.اون تو یتیم خونه بزرگ میشه و یه دختر که رئیس گروهش بوده براش مثل خواهر میشه.بعد از گذشت چند وقت یه خانواده ی انگلیسی سرپرستیش رو قبول می کنن و همراه خودشون به لندن میبرنش. وقتی جاستین یکم بزرگتر میشه میخواد بفهمه که خانواده ی واقعیش کیا بودن و چرا ولش کردن و با کمک پسر اون خانواده یه رد ازشون گیر میاره و اون رد کسی بوده که به یتیم خونه دادتش.جاستین هم میره که با اون حرف بزنه.اون فرد که در اصل پدرش بوده یکی از سیاست مدار های مهم روس بوده و صاحب یکی از بیمارستان‌های بزرگ در آلمان و لندن.وقتی جاستین میره باهاش حرف بزنه و پدرش میفهمه این همون بچه ی خودشه که تو یتیم خونه گذاشته بودتش سعی میکنه بکشتش چون دلش نمی‌خواسته اون هیچوقت بفهمه پدر و مادرش چه کسایی هستن که نیاد دنبال ارث و میراث و ... باشه‌.اولش به بادیگارد هاش میگه کلی کتکش بزنن تا ول‌کن بشه.ولی وقتی جاستین ول‌کن نمیشه سعی میکنه بکشتش که اتفاقی دستش به جاستین میخوره و جاستین هم همون موقع موهبتش رو میگیره و باعث منجمد شدن پدرش میشه.جاستین هم که هول میکنه به مجسمه ی یخی پدرش دست میزنه بلکه یخ هاش آب بشن که به جاش مجسمه به هزار تیکه ی یخی تبدیل میشه و در نتیجه پدرش میمیره‌.جاستین هم هیچوقت نمی‌فهمه که خانواده اش کیا بودن:"

چند تا فکت ازش:

_موهاش در اصل سیاه بوده و پس از گرفتن موهبتش و گسترش موهبتش و قوی تر شدن موهبتش سفید شده.

_بدن جاستین به شدت سرده به حدی که اگه گریه کنه اشکاش هم منجمد میشن و میشه گفت موهبتش همیشه فعاله.البته میتونه موهبتش رو حداقل برای یک تا دو ساعت غیرفعال کنه.

_یکی از مهارت هاش تو اسنوبردینگ هست

_عدد مورد علاقه اش پنجه

_ملیت اصلیش روسه ولی تو آلمان به دنیا اومده و برای همین روسی آلمانی محسوب میشه و فامیلیش آلمانی هست.

_بلده انگلیسی،آلمانی،ژاپنی و ایتالیایی حرف بزنه.

_سادیسم داره.

_بعد از اینکه باعث منجمد شدن پدرش و مردنش شد(نمیدونست پدرشه)دچار اختلال دوقطبی شد.

_کایونوفیل داره

_همیشه برق لب میزنه🤣

_دونه برف هاش مثل بچه هاش می مونن و براشون اسم میزاره🤣

*•*•*•*•*

نظر یادتون نره^0^

بیوگرافی آمبر🪄

اسم:آمبِر

فامیلی:اسمیت

تولد:3 مه

قد:165CM

تایپ:istj-t

وابستگی رسمی به: شرکت تجاری دی مارتِل،سازمان نیش های قرمز

القاب:همستر کوچولو،جادوگر فسقلی،زیتون وحشی

ملیت: بریتانیایی

سن:20

موهبت:

•~فراموشی(Amnesia)

健忘症

Kenbōshō

میتونه کاری کنه که فرد مقابلش فراموشی بگیره یا یه اطلاعاتی رو فراموش کنه یا حتی میتونه کاری کنه اطلاعاتی که خودش میخواد تو ذهن اون فرد بره و یا خاطرات افراد رو دست کاری کنه و باعث بشه اونا کاری که اون بخواد رو بکنن

کراشش:دیمن

علایق:گربه اش،گل آفتاب گردون،کلاغ ها،دیمن،قهوه،مجموعه کتاب هاش،پنکیک

تنفرات:بوی عطر تند،تنبلی،فضای مجازی(چجوری اصلااااا!)،منحرف بازی ،چایی با برنج،میگو

اخلاق:آروم و متفکر،خلاق،ساکت و کم حرف،جدی،مهربون،به وقتش کیوت،باهوش

گذشته اش:

بخاطر همکاری پدرش با پدر دیمن همراه با مادر و خواهراش به ژاپن میاد.همسایه ی دیمن بوده و باهاش خیلی صمیمی بوده از همون اول.بعد از دزدیده شدن دیمن یه مدت افسردگی میگیره و خودش رو تو اتاقش حبس میکنه.یه شب که از پنجره ی اتاقش به بیرون خیره شده بود یه بچه گربه ی زخمی میبینه و با گره زدن ملافه هاش بهم از پنجره ی اتاقش میره پایین تا بهش کمک کنه.بچه گربه رو بغل میکنه و با استفاده از همون ملافه ها به اتاقش برمیگرده و با استفاده از کمک های اولیه زخم گربه رو میبنده.و با یه آرزو باعث میشه موهبتش فعال بشه و یه سری چیز ها رو فراموش کنه و افسردگیش خوب میشه.برای ادامه تحصیلش به توکیو میره و زمانی که دنبال کار میگشت تا بتونه برای خرج تحصیلش پول دربیاره به عنوان مدیرمالی شرکت دی مارتِل استخدام میشه.نیک که توانایی هاش رو میبینه به سازمان مخفی خودش یعنی نیش های قرمز دعوتش می‌کنه اونم قبول میکنه.بعد چند ماه دوباره به یوکوهاما برمیگرده و اونجا دوباره دیمن رو میبینه.از اونجایی که فکر می کرد مرده است خیلی شوکه و خوشحال شد.و خاطراتی که توسط موهبت خودش از بین یا به عبارتی فراموش شده بودن رو به یاد میاره.

چند تا فکت ازش:

•~اسم گربه اش الکسی عه.

•~طرفدار کتاب های هری پاتره.

•~تو 14سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده و برای دانشگاه یه توکیو رفته بود.

•~هروقت بفهمه دیمن ناراحته بلافاصله خودش رو بهش میرسونه تا کنارش باشه.

•~از ارتفاع فوبیا داره.

•~اگه زیاد از موهبتش استفاده کنه،سردرد میگیره و ممکنه بعضی از چیز ها رو به صورت موقت فراموش کنه.

•~اگه به نیش های قرمز ملحق نشده بود دکتر میشد.

*•*•*•*•*

​​​​​​​نظر یادتون نره^0^

​​​​

بیوگرافی دنیل⁦°^°

یوووو^^

میدونم بیوگرافی زیاد میزارم ولی خب برای داستان لازمن دیگه🤣

اسم:یوشیرو
فامیلی:ناکامورا
اسم مستعار/تغییر یافته:دنیل اونِل
القاب:دَن،دَنی،چهارگوش،روانی،کرم سیاه و سفید
سن:21
گونه:؟؟؟؟
قد:179CM
گروه خونی:B+
تاریخ تولد:۱۳ ژوئیه
ملیت:ژاپنی
موهبت:Black and White:
توانایی معکوس کردن توانایی ها یا یک ویژگی شخصیتی به نقطه مقابل آن. با صدا زدن اینکه کدام ویژگی اون رو می خواد معکوس کنه. به عنوان مثال تبدیل یک فرد شجاع به یک ترسو.
*•*•*•*•*
وابستگی رسمی به:بخش ویژه برای قدرت های غیر معمول
شغل:مامور اطلاعات/جاسوس
تایپ شخصیتی:ESFP_A
علایق:کرم ریزی/مارریزی/سوسمار ریزی،شیپ کردن،آبنبات،خرید کردن،حراجیXD
تنفرات:غذاهای تلخ،کتاب خوندن(به جز کمیک و مانگاXD)
اخلاق:کرم ریز(کرم خالصه این بشر)،منحرف الدوله،مهربون،پر هیجان و ذوق و شوق،بعضی وقتها یه مود خیلی خشن و جدی هم داره‌.
کراش:آلیس در سرزمین عجایب چیز یعنی آلیس کارول
*•*•*•*•*
اطلاعاتی در مورد گذشته اش:
با گوش های خرگوشیش به دنیا اومده برای همین پدر و مادرش نخواستنش و توی یه کارتن پشت در یه عمارت میزارنش.فردی که تو اون عمارت بوده بار داشته و دنیل رو میبره پیش خودش.دنیل هم تو عمارت اون فرد خدمتکار بوده و تمیزکاری و اینا رو انجام میداده هم تو بار اون فرد مسئول پیشخوان بوده و سفارش های مشروب و ... مردم رو آماده می کرده.یه بار بعضی افراد مست میخواستن بهش تجاوز کنن که برای دفاع از خودش اونا رو میکشه و بعدش هم از اونجا فرار میکنه.وقتی مردم میبیننش چون چهارتا گوش داشته ازش میترسن و بعضی ها هم میوفتن دنبالش تا بکشنش.دنیل هم به داخل یه کوچه فرار میکنه و یه گوشه خودش رو قایم میکنه.جاناتان میبینتش و چون قاتل بوده و دنبالش بودن میبرتش به بخش غیر معمول برای قدرت های ویژه و با آنگو در موردش صحبت می کنه.چند روز بعدش دنیل با کلی وسیله جلوی آپارتمان جاناتان ظاهر میشه و میگه از این به بعد هم خونه ایم و همکار🤣
*•*•*•*•*
یه چند تا فکت ازش:
_اگه کسی چهارگوش صداش کنه اگه از عمد باشه بهتره خودش رو مرده بدونه.

_بخاطر اینکه جاسوسه اسمش رو از یوشیرو ناکامورا به دنیل اونِل تغییر داده
_بایسکشوال هست.
_هیتروکرومیا داره(یه چشمش سیاه هست اون یکی سفید)
_پولیوز داره(همین که نصف موهاش سفیده نصفش سیاه)
_دوست داره همه اش سر به سر آنگو بزاره
_هم خونه ی جاناتان هست.
_یه خواهر کوچیکتر به اسم آمه داره
_بخاطر چیز هایی که تو بار دیده منحرف شده
_پدر و مادرش مامور پلیس هستن
_غذای مورد علاقه اش تمپورا هست
_دسر مورد علاقه اش دانگو هست
_نوشیدنی مورد علاقه اش آیس تی هست
_معمولا وقتی میره بیرون کلاه میزاره سرش تا کسی با دیدن گوشاش وحشت نکنه

_کم خونی شدید داره

_فوبیای عنکبوت داره
_اصلا قلقلکش نمیشه و اگه قلقلکش بدین فکر میکنه عنکبوت روش راه میرهXD
_چون قبلا تو عمارت خدمتکار بوده بلده ادبی حرف بزنه.
_دوست داره گیم بازی کنه و گند بزنه به رکورد های جاناتانXD
_بر خلاف چیزی که بهش میخوره خیلی زورش زیاده
_گل مورد علاقه اش گل های سفید هست مخصوصا گل رز سفید
_رنگ های مورد علاقه اش سیاه و سفید هست
_تو کمدش انقدر خرت و پرت داره که خودش هم می‌ترسه در کمدش رو باز کنه و وسایلش بریزن بیرونXD
_بخاطر اینکه ۹۹ درصد مواقع کرم میریزه کسی به ایده هاش اهمیت نمیده و فکر میکنن ایده هاش چرت XD
_با اینکه خودش پول داره،کیف پول آنگو رو کش میره و پول های اون رو خرج میکنهXD
_با اینکه ماکیا از آنگو خوشش نمیاد با آنگو شیپش میکنهXD
_شعارش اینه که" این دنیا ارزش نداره خودت رو اذیت نکن به جاش بقیه رو اذیت کن"XD

*•*•*•*•*

تموم شد^^

نظر یادتون نره^0^

بیوگرافی جکسون•^•

اسم:جکسون کِنِر

گونه:گرگینه

تولد:20 اکتبر

قد:183CM

تایپ:intp-t

وابستگی رسمی به:شرکت تجاری دی مارتِل،سازمان نیش های قرمز

سن:27

القاب:shadow(سایه،شَدو)،جکی،ویکی پدیای سیار،ماشین حساب،هکر بزرگوار،استاد هک،سگ هار،سگ هاسکی

ملیت:بریتانیایی

موهبت:

~VPN~

•~توانایی نفوذ به هر شبکه ای که بخواد از جمله ذهن.این توانایی بیشتر جکسون رو به صورت یه ابررایانه که نفوذ به هیچ سیستمی براش مشکلی نیست در میاره.

خانواده:

•~مادر:لوئیز کِنِر

•~پدر:فرانک کِنِر

•~برادر: ویلیام کِنِر

•~خواهر: شارلوت کِنِر

کراشش:نداره

علایق:لم دادن،سکوت،گوش دادن به موزیک،سیب،لپتاپشXD،بارون

تنفرات:عشققققق،چیز های خیلی شیرین،ماه کامل،گربه ها

اخلاق:سرد،به شدت بی تفاوت و خونسرد،خشک و جدی

چندی فکت ازش:

~به همه لقب میده برای مثال:

نیکلاوس👈🏻شازده ی عاشق

آرورا👈🏻ملکه دراما

نورا👈🏻اورثینکر بزرگ

لوکاس👈🏻نفله ی بی بخار

جاستین👈🏻نفله ی بی تعادل/نفله ی سادیسمی

~آسکشواله

~به بوی عطر و اسپری حساسیت خفیف داره

~رفتارش خیلی سرد و بی تفاوت نسبت به بقیه هست

~از اونجایی که خیلی خونسرده به سختی عصبانی/عصبی میشه

~نود در صد مواقع در حال موزیک گوش دادن و یه گوشه دراز کشیدنه(شو شماره دوXD)

~با خانواده اش رابطه ی خوبی نداره

~گروه خونیش O- هست

~خودش رو بابت مرگ مادرش مقصر میدونه

~مرلین و لیو پسر خاله و دختر خاله اش هستن.

~میگه هیچ دوستی نداره ولی خیلی مخفیانه نیک رو دوست خودش میدونه و بهش اهمیت میده.

~از اینکه کسی سرش رو ناز و نوازش کنه متنفره چون فکر میکنه اونجوری ضعیف به نظر میاد

~عادت داره بزنه خودش رو درب و داغون کنه(به عبارتی همه اش میره تو در و دیوارXD)

*•*•*•*•*

تموم شد^^

نظر یادتون نره^0^

بیوگرافی نیک^---^

اسم:نیکلاوس دی مارتِل

تولد: 12 آپریل

قد:179cm

تایپ:esfj-a

وابستگی رسمی به:شرکت تجاری دی مارتل، سازمان نیش های قرمز

سن:24

القاب:نیک،انبه،شازده عاشق،چراغ قوه،نورافکن(توسط نوریکوXD)

ملیت:بریتانیایی

موهبت:Sun rays(نور خورشید رو در بدن خودش ذخیره می کنه و با استفاده از پرتو های خورشید الکتریسیته و یا آتش و در مواقعی هم گلوله های نوری کور کننده ای رو درست می کنه)

خانواده:

مادر:الکسا دی مارتِل

پدر:جوزف دی مارتِل

خواهر:آرورا دی مارتِل

کراشش:نوریکو

علایق:دلربایی کردن،هنر و نقاشی،وقت گذروندن با نوریکو،ویسکی،مهمونی و رقص،کتاب های عاشقانه،گربه ها،کرم ریزی و حرص کسی رو در آوردن(تصحیح:حرص ادوارد و جکسون رو درآوردن)

تنفرات:خیانت،مادرش،سوشی

اخلاق:دلربا،مؤدب،یه جنتلمن تمام عیار،مهربون و دلسوز،بعضی وقتها مغرور،اگه لازم باشه جدی

چندی فکت ازش:

~از مادرش به خاطر شکنجه‌ هایی که روش انجام داده و پدرش رو مسموم کرده متنفره

~از بچگی با جکسون دوست بوده

~دوست داره وقتی نوریکو داره اورثینک میکنه از دور نگاش کنه

~تنها کسیه که تمام رازهای نوریکو رو میدونه

~هدفش از تاسیس سازمان نیش های قرمز به دست آوردن وسایل متعلق به پدرشه

~در بچگی یه گربه به اسم ویکتوریا داشته

~موسیقی مورد علاقه اش کلاسیکه

~با گربه ها رابطه ی احساسی خوبی می تونه برقرار کنه و مثل یه آهنربا به خودش جذبشون می کنه

~بلده پیانو بزنه

~از غذاهای خام یا نیم پز خوشش نمیاد

~گروه خونیش AB + هست

~به صورت پاره‌وقت تو یه کافه کار میکنه

*•*•*•*•*

نظرتون رو درموردش چیه؟^0^

دوست دارید پست بعدی چی باشه؟

بیوگرافی یونا...

اسم : یونا یامادا

سن : 25

قد : 161

وزن : 61

MBTI : ESTJ

خانواده :

آراکی یامادا ( پدر خوانده )

هیکاری یامادا ( برادر خوانده )

موهبت : Glass House VI

グラスハウス VI (Gurasu hausu VI)

میتونه با موهاش تیر اسلحه درست کنه و ازش استفاده کنه همچنین میتونه از موهاشم تیر پرتاب کنه (جوجه تیغی...)

وابستگی رسمی به : مافیای بندر

علایق : گل و بلبل xD - بچه ها - ماکارونی

تنفرات : کفشدوزک - عطر تند - کاکتوس

کراششم پوئه...جرات دارین زوم کنین اینو ببینین....

خب...شب شوما خوش

بیوگرافی ادوارد^0^

اسم:ادوارد

فامیلی:دی.هوچ

القاب:کرم کتاب،چهارچشم،جناب نویسنده ی بزرگ،بز پیر(توسط جاستین)

سن:22

گونه:انسان

قد:183CM

گروه خونی:O-

تاریخ تولد:۲۲ فوریه

ملیت:آمریکایی

موهبت/توانایی:Overhaul(بازیابی):

این توانایی بهش اجازه میده تا با لمس کردن هر چیزی اون رو جدا و به خواست خودش بارگذاری و بازیابی بکنه. از این رو اون کنترل کاملی بر ماده داره.

اون قادره که با جداسازی افراد اون ها رو بکشه یا با بازگذاری و بازیابی جراحات اون ها رو درمان کنه.

*•*•*•*•*

وابستگی رسمی به:سازمان نیش های قرمز

شغل:منشی،گزارش نویس،نویسنده

تایپ شخصیتی:ESTJ-A

علایق:خطاطی،سگ ها،کتاب های تاریخی،طلسم و ساخت معجون و چیز های شیمیایی

تنفرات:طبق برنامه پیش نرفتن،تنبلی

اخلاق:جدی،سرد،خرخون به تمام معنا،مهربون ولی زیاد معلوم نیست از اون جایی که همیشه خشک حرف میزنه

کراش:نداره

*•*•*•*•*

اطلاعاتی در مورد گذشته اش:

خانواده اش رو در سن کم از دست میده و با خواهر بزرگ ترش زندگی می‌کرده.برای ادامه تحصیلش به لندن میاد و در همون زمان هم خواهرش به یه بیماری مبتلا میشه که برای درمانش پول زیادی لازم بوده و چون خواهرش وقت زیادی نداشته ادوارد از خزانه ی یه شرکت دزدی میکنه و با پولش خواهرش رو درمان میکنه.بعد از چند ماه طی تلاش هاش برای پیدا کردن شغل مدیریتی منشی یکی از شرکت های تجارتی خانواده ی د مارتِل میشه و اینجوری با نیک آشنا میشه ولی سعی می کرده هویتش رو مخفی کنه که معلوم نشه قبلا دزدی کرده،اما از اونجایی که از شانسش شرکتی که ازش دزدی کرده بود همون شرکت تجاری ای که توش به عنوان‌ منشی مشغول به کار شده بود معلوم میشه که دزد اونه و به پلیس تحویلش میدن،وقتی نیک میفهمه از مسئولای شرکت عصبانی میشه که چرا اول بهش خبر ندادن،بعد نیک با پول ادوارد رو میاره بیرون ولی چون ادوارد گفت میخواد مجازاتش رو بکشه نیک گفت اگه میخواد میتونه بدهیش رو با کار کردن در سازمان خود نیک یعنی نیش های قرمز صاف کنه و ادوارد هم قبول میکنه پس از مدت کوتاهی همراه با نیک و بقیه ی افراد سازمان مخفی زیرزمینی نیش های قرمز به ژاپن/یوکوهاما میاد.

*•*•*•*•*

یه چند تا فکت ازش:

_اون ترجیح میده برای نوشتن نامه و... به جای نوشتن با خودکار یا مداد با مرکب بنویسه

_اون زیاد نمیتونه خوب احساساتش رو نشون بده و یه جورایی اختلال برقراری ارتباط داره

_به پرنده ها آلرژی داره

_الگوش نیکه و دوست داره مثل اون باشه.

_خواهرش براش خیلی مهمه و براش هرکاری میکنه

_از جکسون یکم می‌ترسه.

یه ادیت دیگه ازش:

نظر یادتون نره ^^

بیوگرافی اوسی بانگویم :-: ...

اسم : چیارا آملدا

سن : 27

قد : 156 (کوچولوو...)

تولد : 8 سپتامبر

ملیت : ایتالیایی

mbti : ISTP

عضویت : تنزل فرشتگان

خانواده : یه مادر خدابیامرز بنام امیلی

موهبت : Frozen rose - kotta bara

میتونه همه گل و گیاهارو به عناصر طبیعی تبدیل کنه ( کاملا کوتاه و مختصر ... )

علایق : گل رز ، کتاب ، قوها ، پر پرنده

تنفرات : هرگونه رنگ جیغ ، کلاغها ، محیط‌های اجتماعی

کراشش : کاملا مخفیانه ، سیگما

فکتهایی در مورد ایشان :

1- از هر انسانی که مزاحمش بشه متنفره

2- عاشق خرگوشه ( از همان دسته که برای خرگوشان می‌میرند...)

3- خجالت میکشه راجب علایقش حرف بزنه

4- با گرفتن هرگونه هرگونه فیگور به شما قاقالیلی میدهد.

خودافیظ

بیوگرافی کائوری*-*

اسم:کائوری

فامیلی:فوجینو

تولد:14 فوریه

قد:172Cm

تایپ:estj

عضویت:موش ها در خانه ی مرگ،تنزل فرشتگان

القاب:آرتمیس،بلوبری،راهبه کوچولو،راپونزل یخی،فالِن انجل(فرشته سقوط کرده)،دختر شیطان(بخاطر رنگ چشماش)

ملیت:ژاپنی

سن:26

موهبت:کیش و مات(Checkmate)

チェックメイト

Chekkumeito

•~میتونه حرکت طرف مقابل رو پیشبینی کنه(کوتاه و مختصر؛-؛)

علایق:تاریکی و شب،جنگل،فیودور،سنجاب ها،کلوچه،صدای تفنگ،کتاب خوندن

تنفرات:به حرفش گوش ندن،مجبور به انجام کاری بشه،فضاهای بسته،بهش بگن عجیب

اخلاق:آروم و خونسرد،نسبتا سرد و خشک،مغرور،لجباز و یه دنده،زبون‌دراز(تو بحث کردن باهاش کم میارینXD)،به کمتر کسی مهربونی میکنه

خانواده: نامعلوم

سرپرست:مادر ماریا

گذشته اش:

وقتی به دنیا میاد چون پدر و مادرش توانایی مالی نداشتن تو یه صومعه که به دنیای بیرون کوچیکترین راهی نداره و حتی پنجره هم تو صومعه وجود نداشته میزارنش و اونجا بزرگ میشه وقتی بزرگ میشه تصمیم میگیره از اونجا فرار کنه و برای یه بارم که شده دنیای بیرون رو ببینه ولی بهترین دوستش بهش خیانت میکنه و لوش میده و اونا هم جلوش رو میگیرن و بعدش هم تمرین های خیلی سختی بهش میدن که انجام بده کلی کتاب سخت بهش یاد میدن ،یه مدت که میگذره دوباره تصمیم میگیره فرار کنه و این دفعه موفق میشه ولی سر از وسط خیابون در میاره و یه ماشین محکم میزنه بهش البته در اون حد زیاد آسیب نمی بینه و با همون وضعش به دویدن ادامه میده تو همین حین فئودور رو میبینه و چون اولش فکر میکنه از صومعه یکی رو فرستادن دنبالش با چاقوی کوچیکی که از صومعه برداشته بوده بهش حمله میکنه البته فئودور جلوش رو میگیره و بعد از اینکه میفهمه زخمیه پیش وِرا میبرتش و بعد ازش میخواد که به موش ها در خانه ی مرگ ملحق بشه و اونم قبول میکنه.

چند تا فکت ازش:

_بایسکشواله

-چند تا از القابی که به فئودور داده:

•~شیطان خوابالو

•~موش کلاه دار

•~خفاش شب زنده دار

•~شیطان رجیم

•~عزرائیل

•~فئو-کون

•~کوالا

•~اونی-سان

-فکر میکنه حسی که نسبت به فیودور داره بخاطر اینه که اونو الگوش میدونه و تحسینش میکنه.

_از اینکه نتونه کاری کنه متنفره.

_صلیبی که تو گردنشه رو از وقتی تو صومعه بوده داره و برای یادآور خاطرات گذشته همچنان تو گردنش میندازتش.

_بعضی وقتا فیودور رو مجبور میکنه موهاشو براش ببافهXDDDD

_برای کرم ریزی کلاه فیودور رو کش میره.

_با اینکه بهترین دوستش هیرومیه نود درصد مواقع با هم دارن جر و بحث می کننXD

_حواسش هست که فیودور حداقل چند ساعت استراحت کنه.

_از اینکه فکر کنن عجیبه بدش میاد چون فکر میکنه بخاطر اینکه تو صومعه بوده و خیلی چیزا رو نمیدونه مسخره اش کنن.

_عادت داره احساساتش رو نقاشی کنه.

_همیشه سر جلب توجه ی فیودور با نیکولای جنگ دارهXDDD

_بلده ویولنسل بزنه.

_شعار شخصیش: "اگه آرزویی داری حتی به قیمت مردنت برای رسیدن بهش تلاش کن،وگرنه تا آخر عمرت تو یه کابوس تموم نشدنی زندگی میکنی"

​​​​​​*•*•*•*•*

نظر یادتون نره^^

بیوگرافی هیرومی یاححححXDD

اسم:هیرومی

فامیلی:کاواکامی

تولد:1 آوریل

قد:178Cm

تایپ:isfp

عضویت:مگنولیا(سابق)تنزل فرشتگان(الان)

القاب:

فرشته ی مرگ(پلیس و مردم)

قاتل خاموش(فئودور،سیگما)

داو(کبوتر)(نیکولای)

هیرو-چان(هاروکی،کائوری)

ملیت:ژاپنی

سن:25

موهبت:غرق شدن(drowning)

میتونه با زمزمه کردن کاری کنه که موهبت بقیه بر علیه کاربرشون بشن و در آخر باعث مرگشون بشن(یه چیزی تو مایه های اتفاقی که تو سیب مرده می افتادxd)،موهبتش روی کسایی که موهبت ندارن هم جواب میده و فرقی که با حالتی که موهبتش رو موهبت داران داره اینه که باعث میشه همه ی ۲۰۶ استخون طرف مقابل بشکنه(سر به سرش نزارین پسXD)

کراشش:نیکولای گوگول

علایق:ماه،شب،کتاب،صدای شلیک گلوله،خون،برادرش،موسیقی و آهنگ،قدم زدن تو جنگل

تنفرات:دریا،اقیانوس،صدای آب،بارون،بچه ها،خانواده اش،با احساساتش بازی کنن

اخلاق:سرد،آروم و کم حرف،نسبتا بی تفاوت،تا حدودی مهربون،اگه حوصله اش سر بره و کاری نداشته باشه کرم ریز

خانواده اش:

مادر:میکو کاواکامی

پدر:کایتو کاواکامی

خواهر:یوکو کاواکامی

پدر ناتنی:میوکی موراکامی

برادرناتنی:هاروکی موراکامی

برادرناتنی:نِجیرو موراکامی

گذشته اش:

بخاطر متفاوت بودنش از بقیه خانواده و اینکه پدر ناتنیش فکر می‌کرد اون طلسم شده است.چون هرجا که همراهشون بود یه اتفاق بد میوفتاد،یه روز اون رو یواشکی برداشت و وسط دریا انداخت تا غرق بشه.در لحظه ای که دیگه داشت غرق میشد و هوشیاریش رو از دست میداد،موهبتش رو به دست آورد و با همون زمزمه های نامفهومش برای کمک باعث میشه که قدرت امواج دریا بر علیه خود دریا بشن و باعث بشن که هیرومی به طریقی به ساحل برگرده.بعد از به هوش اومدنش تصمیم میگیره از خانواده اش انتقام بگیره و همین کارم میکنه.وقتی که همه شون خونه بودن خونه رو آتیش میزنه و فقط هاروکی و نِجیرو از آتیش سوزی نجات پیدا میکنن.هاروکی درک میکنه که چرا هیرومی همچین کاری کرده و میبخشدش و بهش اطمینان میده که اگه باهاشون بیاد نزاره این اتفاقا تکرار بشن هیرومی هم قبول میکنه چون تنها کسی که تو خانواده اش باهاش مهربون بود هاروکی بود حتی با اینکه برادر ناتنیش بود.پس از گذشت چند سال به یه سازمان مخفی به اسم مگنولیا ملحق میشه که کارشون دزدیدن اشیای قیمتی بوده و طی یکی از این دزدی ها با نیکولای آشنا و درگیر میشه و قرار میشه درصورتی که تنزل فرشتگان اون رو به عنوان قاتل تحت تعقیب به پلیس تحویل نده بهشون ملحق بشه و اونم قبول میکنه.

چند تا فکت ازش:

_هیدروفوبیا(ترس از آب)داره به حدی که حتی با صدای بارون هم پنیک میکنه چون یاد صدای امواج دریا و موقعی که داشت غرق میشد میوفته.

_برای اذیت کردن نیکولای پیراشکی هاش رو کش میره و میخورهXD

_یه مدت تو کافه ی برادرش(هاروکی)کار می‌کرد و بهش کمک می‌کرد.

_رو دفترچه خاطراتش حساسه و اگه بفهمه کسی خوندتش دیگه باید بریم سر قبر طرفXD

_تو دفترچه خاطراتش در مورد نیکولای به صورت نامحسوس نوشته و البته سناریو هم نوشته(اینم مثل خودمونه😂)

_اختلال mood swing(نوسانات خلقی) داره.

_از اینکه ببینه بقیه زجر میکشن لذت میبره.

_روش ابراز علاقه اش به اطرافیانش جوریه که معمولا با لقب های کیوت صداشون میکنه و سر به سرشون میزاره،حتی ممکنه از قصد بهشون کم محلی کنه تا توجهشون رو به خودش جلب کنهXD

_از اینکه بقیه بفهمن ترس از آب داره خجالت میکشه.

_فکر میکنه نیکولای مثل یه گربه ی کیوت میمونه ولی هیچوقت به این موضوع اعتراف نکرده.

_با برادر کوچیکترش نِجیرو رابطه ی خوبی نداره.

_تلفنش هیچوقت در دسترس نیست به قول هاروکیXD

_شعار شخصیش:"حتی در سادگی، پیچیدگی خاصی وجود دارد‌"

_ژانر مورد علاقه اش ترسناک،جنایی و معماییه.

_در مبارزه تن به تن ضعیفه.

*•*•*•*•*

نظر یادتون نره^0^

بیوگرافی دیمن:]]]

اسم:دیمن

فامیلی:رانیون

تولد:10 دسامبر

قد:170CM

تایپ:Istp-a

عضویت:مافیای بندر

القاب:شیطان،لوسیفر،مار سفید،آکوتاگاوالاور(توسط کازوماXD)

ملیت:انگلیسی_ژاپنی

سن:20

موهبت:
•~مار سمی(poison snake)

毒蛇

Dokuhebi

میتونه با اشک چشمش مارهایی درست کنه که اگه کسی رو نیش بزنن بلافاصله اون شخص میمیره و خودش هم میتونه به مار تبدیل بشه

کراشش:آمبِر

علایق:مارها،کشتن،مانگا،گیم،آکوتاگاوا(الگوشهxd)

تنفرات:هوای سرد،جاهای شلوغ،سر و صدا،کازوما

اخلاق:سرد،خشک،بی تفاوت،بی احساس،زود عصبانی میشه،دوست داره بقیه رو گول بزنه،یه مود کیوت و مهربون داره که کمتر کسی دیدتش

گذشته اش:

پدرش دکتر و داروساز بوده و برای دولت کار می‌کرده و آزمایشگاه مواد شیمیایی داشته و روی ساخت یه ماده ی خاص کار می‌کرده.دیمن از بچگی از آزمایش های شیمیایی خوشش میومده و یواشکی می‌رفته تو آزمایشگاه پدرش و مواد مختلف رو با هم قاطی و آزمایش می‌کرده.پدرش آی کیوش خیلی زیاد بوده و اختراع های مهمی در رابطه با شیمی و فیزیک کرده بوده که برای اون دوران خیلی پیشرفته محسوب می شدن.از اونجایی که پدرش هم آدم معروفی بوده و تو دولت هم کار میکرده کشتنش کار سختی محسوب می‌شد.برای همین یه گروه رقیب که از ساختن اون ماده با خبر شده بودن یه انفجار تو آزمایشگاهش ایجاد میکنن.دیمن هم همون موقع تو آزمایشگاه بوده و داشته آزمایش می‌کرده و فکر میکنه انفجار بخاطر اون اتفاق افتاده.پدر دیمن هم با خبر میشه و چون همون نزدیکی بوده به آزمایشگاه میره تا دیمن رو نجات بده ولی خودش میمیره.در نتیجه اش دیمن خودش رو بابت مرگ پدرش مقصر میدونه.اون افرادی که آزمایشگاه رو آتیش زده بودن وقتی میفهمن پدر دیمن مرده پسرش یعنی دیمن رو میدزدن و شکنجه اش میکنن و روش آزمایش انجام میدن چون پسر یه دانشمند با آی کیوی بالا بوده و چون فکر میکردن که دیمن هم ممکنه آی کیوش به همون اندازه یا بیشتر باشه میخواستن سعی کن آی کیوش رو به دست بیارن.رنگ اصلی موهاش آبیه و پایین موهاش روشن تر می‌شده ولی طی این شکنجه ها و ترس و استرس رنگ موهاش به سفید تغییر میکنه.یه بار طی این شکنجه ها که از درد گریه میکرده موهبتش فعال میشه و اشکاش مار میشن و به اون آدما حمله میکنن و فرار میکنه.بخاطر اینکه اشکاش از جنس زهرمار هستن و موهبتش به طور موقت کور میشه.بعد از اینکه از دست اونا فرار میکنه از اونجایی که کور شده بود نزدیک بود وسط خیابون یه ماشین بهش بزنه ولی در ثانیه آخر ترمز میکنه.اون شخصی که داشته رانندگی می کرده یه تتو آرتیست بوده و وقتی دیمن رو اونجوری میبینه میبرتش پیش خودش و ازش نگهداری میکنه ولی بعضی وقتها طرح های تتوی خودش رو روی اون امتحان می‌کرده و برای همین دیمن چندین تتو دارهXD.بعد از اینکه بینایی رو به دست میاره از پیش اون تتو آرتیست هم فرار میکنه و تو خیابون ها زندگی میکرده و برای اینکه بتونه زندگیش رو بگذرونه جیب بر و دزد میشه.یه بار تو خیابون جیب یکی رو میزنه که از قضا هیروتسو بوده و هیروتسو گیرش میندازه و چون به نظرش استعداد داشته میبرتش مافیا.(طومار رو حال کنینXD)

چند تا فکت ازش:

•~وقتی عصبانی یا ناراحته اگه آمبر پیشش باشه بغلش میکنه اگه هم نباشه بهش زنگ میزنه تا با صداش آروم بشه.

•~اگه بدون اینکه قصد استفاده از موهبتش رو داشته باشه گریه کنه چشماش میسوزن و تقریبا کور میشه و همه چیز رو مات میبینه.

•~بعضی وقتا همینجوری الکی زنگ میزنه به آمبر تا صداش رو بشنوه و الکی هم بهش میگه که اشتباهی زنگ زدهXD

•~رنگ اصلی موهاش آبیه بوده.

•~دو تا از انگشتای دست راستش طی شکنجه هایی که شده قطع شدن و مصنوعی هستن.

•~طی شکنجه ها یه بار سعی کردن با طنابی از جنس سیم خفه اش کنن ولی پشیمون شدن اما جاش رو گردنش مونده و برای همین همیشه شال گردن میپوشه.

•~آثار شکنجه ها همه جای بدنش هست برای همین معمولا لباسی نمی پوشه که اون زخم ها معلوم بشن.

•~اخلاق سردش بخاطر شکنجه ها و آسیب روحیش هست‌.

•~شبا نمیتونه خوب بخوابه و بعضی شبا تو خواب گریه میکنه و تنها چیزی که میتونه آرومش کنه صدای آمبره

•~مادر دیمن هنوز زنده است و چون فکر میکنه دیمن مرده و با غم از دست دادن پسر و شوهرش نتونسته کنار بیاد تو تیمارستانه‌.

•~وقتی دروغ میگه هی اینور و اونور رو نگا میکنه

•~به کافئین اعتیاد داره و بدون خوردن قهوه کافئین‌دار نمیتونه به راحتی بیدار بمونه.

•~به آمبر لقب همستر کوچولو رو داده.

•~از کمربند صندلی تو ماشین و هواپیما و... فوبیا داره چون یاد زمانی که به صندلی میبستنش و شکنجه اش میکردن میوفته.

•~هیروتسو رو پیرمرد یا اوجی-سان(عمو)صدا میکنه.

•~دیمن نمیتونه خود به خود گریه کنه و اگه موقع جنگیدن گیر بیوفته و به نظرش چیز غمگینی نباشه و نتونه گریه کنه میتونه به راحتی کشته بشه و برای همین هیروتسو بهش حرکات رزمی و کار با اسلحه و چاقو و... رو یاد داده.

•~رنگ چشمش آبیه

*•*•*•*•*

یعنی دستم شکست تا تایپش کنمXD

نظر یادتون نره^-^

بیوگرافی سایاکا^~^

اسم:سایاکا

فامیلی:اِنچی

تولد:5 ژانویه

قد:167Cm

تایپ:Esfj-t

عضویت:مافیای بندر(سابق)، سازمان کارآگاهان مسلح(در حال حاضر)

القاب:شکلات دو رنگ،نسکافه،همستر،یوکی،آیا-چان

ملیت:ژاپنی

سن:19

موهبت:

•~شیطان(she-devil)

彼女の悪魔

Kanojo no akuma

این توانایی بهش اجازه میده تا قدرت و توانایی های اهریمنی(شیطان) به دست بیاره، اما هزینه اش دست کشیدن از انسانیتش بطور موقته(هرچقدر از موهبتش بیشتر استفاده کرده باشه زمانش بیشتره)،بیشترین قابلیتی که تواناییش بهش میده اینه که اگه شخص موهبت داری رو زخمی کنه میتونه توانایی و قدرتش رو کپی کنه.

خانواده:

مادر:سویوکو انچی

پدر:کازوتوشی انچی

خواهر:فومیکو انچی

کراشش:به طور خیلی (مثلا)مخفیانه،جونو

علایق:کیک بستنی،شکلات،رنگ صورتی،کتاب ها،دفترچه خاطراتشXD،جونو،غروب،صدای امواج آب دریا،سنپای گرامیش(آکوتاگاوا XD)

تنفرات:حشرات،موری،دازای،قارچ ها،فیلم ترسناک،گذشته اش،کسی دفترچه خاطراتش رو بخونه

اخلاق: مهربون،خوش بین،زود ذوق زده میشه،خجالتی،خیلی عذرخواهی میکنهXd،یه مود تاریک،بی احساس،وحشی و عصبی داره که ازش متنفره.

چند تا فکت ازش:

•~برای آکوتاگاوا احترام زیادی قائله و فکر میکنه دازای در حقش بی انصافی کرده.

•~آسترافوبیا(ترس از رعد و برق)داره‌.

•~بخاطر بدهی ای که خواهرش به مافیای بندر داشت به مافیا ملحق شد تا با انجام دادن ماموریت های مافیا بدهی خواهرش رو صاف کنه و نزاره آسیب ببینه.

•~یکی از افراد مافیا خواهرش رو میکشه و سایاکا موری رو بابت این موضوع مقصر میدونه و برای همین مافیا رو ترک میکنه.

•~زیاد از موهبتش استفاده نمی کنه چون موقع استفاده ازش تسلطی رو احساساتش نداره و می‌ترسه به کسی آسیب برسونه.

•~حیوون مورد علاقه اش سگ و همستره.

•~از نظر کونیکیدا خیلی وقتا پاشو از گلیمش درازتر میکنه.

•~مادر و پدرش اون رو بابت مرگ فومیکو مقصر میدونن و باهاش قطع ارتباط کردن.

•~تنها کسی که تو سازمان میدونه سایاکا قبلا عضو مافیا بوده یوسانو عه.

•~با دیدن خون بعضی وقتا کنترلش رو از دست میده.

•~دوست نداره کسی از گذشته اش با خبر بشه چون فکر میکنه اینطوری دوستاش رو از دست میده.

•~بلد نیست آشپزی کنه و اگه بزارنش تو آشپزخونه فاجعه به بار میاره و حتی ممکنه خونه رو آتیش بزنهxd

•~از تفریحاتش رفتن به موزه های هنر و کتاب خوندنه.

•~دوست داره یه روزی نویسنده بشه.

•~بهترین دوستاش تو سازمان اولیویا و ایو هستن.

•~یوسانو اون رو یاد خواهرش میندازه و برای همین اونه-سان صداش میکنه.

•~گروه خونیش A+ عه.

•~با اولیویا و ایو یه جا زندگی میکنه.

•~به جونو لقب آبنبات شکری رو دادهxd

•~به طور خیلی مخفیانه جونو رو میبینهxd هرچند اولیویا فهمید و دردسر ساخت براش🤣(#در_زندگی_دیگران_دخالت_نکنیم)

*•*•*•*•*

نظرتون راجبش چیه^0^؟

بیوگرافی آرتمیس🌙🪐

اسم:آرتمیس مون(Artemis Moon)

گونه:یونیکورن(وقتی بچه بود)،آلیکورن(قبلا)،یونیکورن(الانXD،البته شاخش شکسته)

سن:21

تایپ شخصیتی:ESTJ-A

محل تولد:کنترلات

مادر:پرنسس لونا

پدر:کینگ سامبرا

خواهر:مونلایت دِریم

برادر:آندرومدا میدنایت

محل زندگی:بیشتر تو اکواستریا در حال حاضرXD

اخلاق در گذشته:مهربون،آروم،از دور به نظر سرد و خشک،شیطون

اخلاق در حال حاضر:سرد،بی تفاوت،مهربون بودنش رو خیلی کم نشون میده،بی اعصاب

علایق:پرواز،شب،موسیقی راک،گربه اش،دوستاش

تنفرات:برادرش،غذاهای خیلی شیرین،اینکه کسی گذشته اش(زمانی که پرنسس ماه بود)رو به یادش بیاره،لباسای برق برقی و پف پفی

قدرت:بالا آوردن ماه،دیدن رویا و خواب های بقیه،هرکاری که یه آلیکورن میتونه انجام بده(البته همه اینا قبل از اینه که شاخش بشکنه:>)

تیکه کلام:وات د مون(همون وات د هل خودمون 🤣)

گذشته:

اون یونیکورن به دنیا اومد.پس از بالاآوردن ماه کیوتی مارکش رو گرفت و ماه با نورش بهش بال هاش رو هدیه داد.

اون وارث مادرش یعنی عنوان پرنسس ماهه.

برادرش بهش حسادت می کرد چون هیچکس بهش توجه نمی کرد.

طی یه اتفاقاتی که لو نمیدم شب از بین میره و به دلیل نبود نور ماه بال هاش رو از دست میده.جادوش هم به یه دلایل دیگه انقدر ضعیف شده بود که کاری نمی تونست بکنه.پس از اینکه عناصر جدید هارمونی پیدا شدن.به نور ماه نیاز بود برای فعال کردنشون که آرتمیس همون یه ذره جادویی که براش مونده بود رو برای فعال کردن عناصر استفاده کرد و شاخش به دلیل جادوی زیاد میشکنه:>

پس از یه سری اتفاقا تصمیم میگیره به اکواستریا بره و از طریق آینه میره اکواستریا.

چند تا فکت:

_بایسکشواله

_بهترین دوستش گلیمره

_دوست داره زیر بارون گریه کنه تا اشکاش دیده نشن

_از اینکه نتونه کاری انجام بده متنفره و احساس بی فایده بودن میکنه

_از میدنایت بخاطر کارهایی که باهاش کرده متنفر شده

عکساش:

*قبل از شکستن شاخش*

پونی:

انسانی:

*بعد از شکستن شاخش*

پونی:

انسانی:

کیوتی مارکش:

نظر یادتون نره^^

همه ی طراحیش کار خودمه پس خواهشا از سبک و کارکترهام کپی نکنید:)

بیوگرافی اوسی عاشقان شیطانی بنده🗿

نام:آکِمی(Akemi)

نام خانوادگی:موراکامی(Murakami)

روز تولد:24 ژوئن

سن:16

گونه:انسان

ملیت:ژاپنی

قد:167CM

وزن:52Kg

گروه خونی:O-

شغل:دانش آموز سال اول دبیرستان

برادر/خواهر:نداره

سرگرمی:قدم زدن تو طبیعت،کتاب خوندن،وقت گذروندن با آیاتو،آواز خوندن

علایق:دونات،شکلات،کلا هرچیزی شیرین باشه،همستر،هرچیزی که صورتی باشهXD

تنفرات:لایتوXD،آب(ترس از آب داره البته اگه آب جایی خیلی زیاد باشه مثل دریا)،حشرات مخصوصا سوسک ها،کسی بهش دروغ بگه

تایپ:INFJ-T(همتایپ خودمهXDفقط اون infj-t عه من infj-a🤣🤣)

کراش/شیپ:آیاتو

چند تا فکت:

_یواشکی کیف پول ریجی رو کش میره و باهاش چیز میز میخرهXD

_به ادویه ها یکم حساسیت داره

_حیوون مورد علاقه اش همستره

_احساساتش نسبت به آیاتو رو انکار میکنه(نوود درصد اوسی ها همینن دیگهXD)

_خجالتیه

_از نظرش آیاتو اونجوری که بقیه برادراش توصیفش کردن نیست.

_اصلا از لایتو خوشش نمیاد و فکر میکنه یه منحرف خودشیفته استXD(بنده خدا🤣🤣🤣)

_با کایری احساس راحتی میکنه و بعضی وقتا باهاش درد و دل میکنه

اینم یه aesthetic ازشXD(خودم درستش کردم)

اینم یه ادیت ازش با آیاتو🗿👆🏻

*•*•*•*•*•*

چیزی رو جا ننداختم؟

سوالی درموردش داشتین بپرسین^^

تا پست بعدی جانههه👋🏻